- تاریخ ثبتنام
- 8/9/24
- نوشتهها
- 570
- موضوع نویسنده
- #1
«خورش / خورشت»
خورش، اسم مصدر خوردن، در متون قدیم فارسی به چند معنی به کار رفتهاست، از جمله «عملخوردن» و «چیزخوردنی» و نیز «نعمت، آذوقه»، که امروزه هیچ کدام از آنها رایج نیست؛ ولی در عوض، معنای دیگری از این لفظ اراده میکنند که در قدیم متداول نبودهاست: «غذایی که همراه غذایی ساده (غالباً برنج یا نان) بهعنوان مکمل یا برای تغییر ذائقه خورده شود». برای بیان این معنی در قدیم نانْخورش میگفتهاند که امروزه دیگر مستعمل نیست: «اول (علاج حرص و طمع) عمل است و آن است که خرج خویش با اندك آورد و به جامهٔ دُرُشت و به نان تهی قناعت کند، و نانخورش گاهگاه خورد». (کیمیای سعادت، ج۲، ص۱۶۳)
امروزه واژهٔ خورش در تداول مردم و گاهی نیز در نوشتار، خورشت گفته میشود و اشکالی ندارد.
خورش، اسم مصدر خوردن، در متون قدیم فارسی به چند معنی به کار رفتهاست، از جمله «عملخوردن» و «چیزخوردنی» و نیز «نعمت، آذوقه»، که امروزه هیچ کدام از آنها رایج نیست؛ ولی در عوض، معنای دیگری از این لفظ اراده میکنند که در قدیم متداول نبودهاست: «غذایی که همراه غذایی ساده (غالباً برنج یا نان) بهعنوان مکمل یا برای تغییر ذائقه خورده شود». برای بیان این معنی در قدیم نانْخورش میگفتهاند که امروزه دیگر مستعمل نیست: «اول (علاج حرص و طمع) عمل است و آن است که خرج خویش با اندك آورد و به جامهٔ دُرُشت و به نان تهی قناعت کند، و نانخورش گاهگاه خورد». (کیمیای سعادت، ج۲، ص۱۶۳)
امروزه واژهٔ خورش در تداول مردم و گاهی نیز در نوشتار، خورشت گفته میشود و اشکالی ندارد.