انجمن ناولز

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی ناولز بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

تکه‌هایی از کتابِ نوشتن با تنفس آغاز می‌شود

TELMATELMA is verified member.

سرلشگر
کادر مدیریت
سرلشگر
نویسنده افتخاری
تاریخ ثبت‌نام
8/9/24
نوشته‌ها
570
  • موضوع نویسنده
  • #1
🎋مادر تِرِزا می‌گوید: «اگر صد کودک گرسنه هستند و فقط یکی را می‌توانی سیر کنی یکی را سیر کن. نگران نود و نه کودکی که نمی‌توانی سیر کنی نباش اگر نگران آن‌ها هم باشی هیچ کاری نمی‌توانی بکنی. این کار را هم همین امروز بکن و الّا فردا همین کودک هم می‌میرد».
در متن کارتان به این کلام بیندیشید. آیا می‌توانید هرچه را تجربه می‌کنید بنویسید؟ آیا می‌توانید همه‌ی داستان‌هایی را که در شما انتظار نوشته شدن می‌کشند بنویسید، یا همه‌ی شعرهای‌تان را؟...
تمرکز کنید. توجه‌تان را به یک چیز اختصاص بدهید و همین مسیر را پیش بروید...

🍀کتاب: نوشتن با تنفس آغاز می‌شود، لرن هرینگ، ترجمۀ حمید هاشمی، نشر بیدگل
 
  • موضوع نویسنده
  • #2
⛱خیلی‌ها از نوشتن می‌ترسند چون می‌ترسند ریسک کنند. ریسک کردن، سطح دارد. کسی که تا به امروز بلند حرف نزده است، فقط با بیان حرف‌هایش ریسک بزرگی می‌کند. ولی نویسنده‌ای که سال‌ها نوشته و تولید کرده و به اشتراک گذاشته است، باید در قلبش بگردد و ببیند چه چیزی در آن اعماق او را بیش از هر چیز دیگری می‌ترساند.
منتظر خدای نوشتن نشوید تا لولۀ الهامات را لایروبی کند. گرۀ مشکل نوشتن و سختی انجام کار، تنها به دست خودتان باز می شود.

⛱کتاب: نوشتن با تنفس آغاز می‌شود، لرن هرینگ، نشر بیدگل
 
  • موضوع نویسنده
  • #3
🔸«برای نوشتن آنچه باید بنویسیم، باید ناپدید شویم.»

گاهی به نقل قول، کتابی یا فیلمی برمی‌خورم که نمی‌فهمم چرا ولی با من حرف می‌زنند. چندسال پیش به این جمله برخوردم و از آن خیلی خوشم آمد.
فکر می‌کردم معنای آن این باشد که باید روش خودمان را کنار بگذاریم. ولی اگر ما ناپدید شویم چه کسی داستان را بنویسد. انسان‌ها در سطحی زندگی می‌کنند و شعرها و داستان‌هایشان در همان سطح است و امیدوارم روزی برسد کسی به آن‌ها بگوید «عمیق‌تر کار کن» داستان‌های امن و پیش‌بینی شده ننویسید. داستان‌هایی که هم برای نویسنده و هم خواننده بی‌خطرند. نویسنده نوآموز هر چه بیشتر تمرین کند، بیشتر می‌فهمد که «بله، همین جا بود که متوقف شدم. این جا را باید عمیق‌تر کنم.» همین که یاد می‌گیرید به نوشتن اعتماد کنید یاد می‌گیرید وابستگی‌تان را به نتیجه فراموش کنید و کنار بگذارید، یعنی یاد می‌گیرید ناپدید شوید.
شاید دلتان بخواهد داستان‌های امن و شیرین بنویسید و در مناطق حفاظت شده باقی بمانید، ولی نوشتن از شما چیز دیگری می‌خواهد، نوشتن می‌خواهد آزادتان کند و دست‌آخر نوری بر زندگی شما و دیگران بتاباند.

🦋کتاب: نوشتن با تنفس آغاز می‌شود، لرن هرینگ
 
  • موضوع نویسنده
  • #4
💎اگر انتشار اثرتان را نشانۀ اصلی موفقیت خود به‌عنوان یک نویسنده در نظر بگیرید، درحال تلف‌کردن قدرت و استعدادتان هستید.

🌱کتاب: نوشتن با تنفس آغاز می‌شود
نویسنده: لرن هرینگ، مترجم: حمید هاشمی، نشر بیدگل
 
  • موضوع نویسنده
  • #5
🌃 برای نوشتن‌تان در خانه‌تان فضایی ایجاد کنید. لازم نیست یک اتاق کامل را به این کار اختصاص بدهید. یک میز یا گوشه‌ای از خانه که مخصوص شما و نوشته‌تان باشد کافی است.
🌃 پیدا کردن جای مناسب برای این کار حتی اگر زمان هم ببرد باز ارزشش را دارد. این کار، هم به شما و هم به نوشتن‌تان ارزش می‌بخشد.

برگرفته از کتاب👇

نوشتن با تنفس آغاز می‌شود.
نویسنده: لرن هرینگ
مترجم: حمید هاشمی
نشر بیدگل

#نوشتن_زیباست
 
  • موضوع نویسنده
  • #6
💎نوشتن، مراحلی دارد. هر کتاب آموزش نویسندگی این مسأله را قبول دارد. اصطلاحات هر کتابی با کتاب دیگر فرق دارد ولی می‌توانیم همه آنها را در دو دسته قرار بدهیم: مرحله قبل از نوشتن و مرحله بازبینی.
💎مرحله قبل از نوشتن را پرسش و پاسخ، آزادنویسی، کشف، پرسیدن، حباب‌سازی و غیره هم نامیده‌اند. در این مرحله دست به کشف می‌زنیم. در این دوره است که کاملا آزاد می‌نویسیم، محدودیتی نداریم و بیرون از کنترل «اگو»یمان قرار داریم. هیچ لازم نیست به مسائل آزارنده‌ای چون دستور زبان و نحو توجه کنیم. لازم نیست پاراگراف‌بندی کنیم. در این مرحله هرچه بنویسیم ممکن است پله‌ای برای رسیدن به مرحله دیگر باشد. اولین نسخه نوشتارتان هم در همین مرحله تولید می‌شود. در این مرحله دنیا گلگون و عالی و پر از شگفتی است. اینجاست که گاهی یاوه می گوییم، شروع‌های نادرست داریم، می‌فهمیم شخصیت‌هایمان چه کسانی‌اند و خودمان را شگفت‌زده می کنیم..‌
💎مرحله دوم کار نویسندگی بازبینی است که خود، مراحل بسیاری دارد. در این مرحله است که از طرف چپ مغزمان کار می‌کشیم. یک قدم به عقب برمی‌داریم، نوشته‌مان را با دیدی نقادانه می‌خوانیم و با ابزارهای کارمان آن را رنده می‌کنیم و تراش و صیقل می‌دهیم تا قلب کار که در مرحله قبل از نوشتن به آن دست پیدا می‌کنیم، حالتی پیدا کند که خواننده بتواند با آن ارتباط بگیرد.

💎کتاب: نوشتن با تنفس آغاز می‌شود، لرن هرینگ، ترجمه حمید هاشمی، نشر بیدگل
 
  • موضوع نویسنده
  • #7
🩷کار اصلی نویسنده این است که کاری کند خواننده زندگی کسانی غیر از خودش را به‌طور کامل حس کند این کار به‌طور طبیعی ناممکن است ولی می‌شود تا حد زیادی به آن نزدیک شد.

🩷نویسنده‌ای که هم حسی ندارد سرد، پیوندگسیخته و موعظه‌گر است. او به دنبال سؤالات پاسخ نیافتنی نمی‌رود، بلکه به آن‌چه دانسته شده است یا او تصور می‌کند می‌داند می‌چسبد. نویسنده غیرحسی شخصیت‌هایی مثل ترکه چوب خلق می‌کند که اغلب قضاوت یا ذهنیتی را تداعی می‌کنند تا یک نفر آدم.

🩷نویسنده غیرحسی نمی‌تواند دنیایی را خلق کند که شما به عنوان یک خواننده بتوانید شخصیت‌ها را حتی اگر با عملکردشان موافق نباشید بفهمید. -
چنین ارتباطی وقتی برقرار می‌شود که خواننده بخشی از خودش را در شخصیتی که داستانش را می خواند ببیند، نویسنده‌ای که فقط خودش را خوب و ارزش‌مند و بالا ببیند و نپذیرد چیزهای زیادی در مورد او هست که خودش خبر ندارد و نداند کارهایی که فکر می‌کند نمی‌تواند صورت دهد اگر موقعیتش فراهم شود می‌تواند راحت و سریع انجام دهد؛

🩷چنین نویسنده‌ای نمی‌تواند با اختیارات نویسندگی به چنان سطحی از فهم برسد. اگر من خوب، باشم و شخصیت بدِ داستانم بد باشد، چه‌طور می‌توانم چیزی از خودم در او ببینیم؟ و اگر من به‌عنوان نویسنده چیزی از خودم در شخصیت قرار ندهم به حتم خواننده هم چنین کاری نمی‌کند.

💌حسی بودن یکی از مهم‌ترین خواص و از مؤلفه‌های اصلی کار هنری ارزش‌مند است؛ حسی بودن در دل انسان‌ها جای دارد. ما شاید بتوانیم به دلیل عقل انگیزۀ عملکردهای یک نفر انسان را درک کنیم ولی به حتم در مورد آن‌ها پیش‌داوری و بددلی هم داریم. هروقت یاد گرفتیم گوشه‌های تیزمان را نرم کنیم، موقع فکر کردن به آن آدم دندان‌های کلیدشده و شانه‌های بالارفته‌مان را به حال طبیعی برگردانیم و تحلیل‌مان تبدیل به حس شد، آن‌وقت به برخورد حسی با آن شخص دست یافته‌ایم.

🎁از کتاب: نوشتن با تنفس آغاز می‌شود
نویسنده: لرن هرینگ
ترجمه: حمید هاشمی
نشر بیدگل
 
عقب
بالا