انجمن ناولز

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی ناولز بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

تمامی مثال‌ها از راوی غیر قابل اعتماد، پایان را لو می‌دهند!

TELMATELMA is verified member.

سرلشگر
کادر مدیریت
سرلشگر
نویسنده افتخاری
تاریخ ثبت‌نام
8/9/24
نوشته‌ها
569
  • موضوع نویسنده
  • #1
مهم: تمام مثال‌ها از راوی غیرقابل اعتماد، پایان اثر را لو می‌دهند.

🌊|• فیلم «غرفهٔ دکتر کالیگری»:
🌊|• یکی از اولین نمونه‌های راوی غیرقابل اعتماد در سینما، فیلم اکسپرسیونیستی آلمانی به نام غرفهٔ دکتر کالیگری است که سال ۱۹۲۰ ساخته شده‌است. در پایان این فیلم مشخص می‌شود که فرانسیسِ راوی، یک بیمار روانی در یک آسایشگاه روانی است و فلش‌بک‌هایی که بیشتر فیلم را تشکیل می‌دهند به وضوح توهمات اوست.

🌳|• فیلم «راشامون»:
🌳|• در فیلم راشامون (۱۹۵۰)، فیلمی جنایی به کارگردانی آکیرا کوروساوا، از چندین راوی به منظور روایت داستان چگونگی مرگ یک سامورایی استفاده می‌شود. هر راویِ شاهد ماجرا، همان داستان مرگ سامورایی را از دید خود تعریف می‌کند. روایت‌های مختلف مربوط به مرگ سامورایی در جزئیات بسیار با هم متفاوت هستند؛ و راوی‌های داستان ادعاهای متفاوتی دربارهٔ چگونگی مرگ سامورایی می‌کنند مثلاً اینکه سامورایی به قتل رسیده یا اینکه خودکشی کرده یا اینکه تصادفی مرده است. فیلم روایتی را به عنوان روایت موثق و معتبر از میان روایات مختلف انتخاب نمی‌کند در نتیجه تمامی روایات به یک اندازه محتمل و معتبر باقی می‌مانند.

🌾|• فیلم «فارست گامپ»:
🌾|• کاراکتر اصلی داستان زندگی خود را روایت می‌کند و در روند روایت این داستان ساده لوحانه و به اشتباه شرکت کامپیوتری اپل را به عنوان یک شرکت میوه و تره‌بار به بیننده‌ها معرفی می‌کند. او همچنین بیان می‌کند که پدر جنی خیلی با جنی و خواهرهایش مهربان است چون «پدر جنی همیشه جنی و خواهراش رو بوس می‌کنه و بدنشون رو لمس می‌کنه».

🌕|• رمان «پرواز بر فراز آشیانهٔ فاخته»:
🌕|• چیف در این کتاب دچار بیماری اسکیزوفرنی است و روایت او از وقایع معمولاً همراه با توهماتی مانند کوچک یا بزرگ شدن افراد، ریختن لجن از دیوارها، یا ربوده شدن و درمان بابانوئل توسط مستخدمین آسایشگاه روانی است.

🔥|• کمیک «بتمن: جوک مرگبار»:
🔥|• در کمیک بتمن با نام بتمن: جوک مرگبار، جوکر که ضدقهرمان داستان است داستان زندگی ترحم‌انگیز خود که موجب شده تا او به یک قاتل روانی تبدیل شود را به یاد می‌آورد. با اینکه ورژن جوکر از داستان زندگی خودش با در نظر گرفتن داستان‌های مربوط به جوکر در سری داستان مصور بتمن، نامحتمل نیست، جوکر در پایان داستان جوک مرگبار بیان می‌کند که خودش هم از صحت داستان مطمئن نیست.

🍓|• کتاب «باشگاه مشت‌زنی»:
🍓|• راوی‌های غیرقابل‌اعتماد در هیچ کتاب دیگری به‌اندازه این کتاب با پیچ‌وخم‌های داستانی دست‌به‌دست هم نداده‌اند. هنگامی که راوی بی‌نام و بی‌خواب با تایلر داردن مرموز ملاقات می‌کند، این دو مرد یک باشگاه مشت‌زنی زیرزمینی راه‌اندازی می‌کنند. پیچ‌وخم‌های داستانی مثل ضربات مشت فاش می‌سازند که هر دو شخصیت به کلی غیرقابل اعتمادند.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NEGIN
  • موضوع نویسنده
  • #2
مثال‌هایی از راوی غیرقابل اعتماد. برخی از مثال‌ها پایان اثر را لو می‌دهند.

🫐|• نمایشنامه «غوکان»:
🫐|• یکی از اولین موارد استفاده از روایت غیرقابل اعتماد در ادبیات در نمایشنامهٔ غوکان اثر آریستوفان است.
پس از اینکه دیونیسوس (ایزد یونانی) مدعی غرق کردن ۱۲ یا ۱۳ کشتی دشمن به کمک سلستین می‌شود. بردهٔ او زانتیاس به تمسخر می‌گوید: «پس از آن من از خواب پریدم».

🌵|• نمایشنامه «مایلز گلوریوسوس»:
🌵|• نمایشنامه کمدی پلوتس با نام مایلز گلوریوسوس سربازی را به تصویر می‌کشد که دستاوردهای خود را به رخ دیگران می‌کشد در حالی که برده‌اش آرتگروس، از طریق کنارگویی، ادعا می‌کند که داستان‌هایی که اربابش تعریف می‌کند غیرواقعی هستند و آرتگروس مجبور است آن‌ها را تأیید کند تا از نان خوردن نیفتد.

🌟|• حکایت‌های «هزار و یک شب»:
🌟|• در یکی از حکایات هزار و یک شب، با نام «هفت وزیر»، یک روسپی، پسر یک پادشاه را به تعرض به خود متهم می‌کند، حال آنکه که حقیقت ماجرا این است که تلاش آن روسپی برای اغوا کردن او نافرجام مانده‌است (ملهم از داستان قرآنی یوسف و زلیخا) هفت وزیر برای نجات جان شاهزاده تلاش می‌کنند و در این راستا هر یک داستانی برای اثبات نامعتبر بودن داستان روسپی بیان می‌کنند و روسپی برای اثبات نامعتبر بودن داستان وزرا، پاسخ هر یک را با داستانی می‌دهد.

🥮|• رمان «قتل راجر آکروید»:
🥮|• یک نمونهٔ بحث‌برانگیز از راوی غیرقابل اعتماد را می‌توان در کتاب قتل راجر آکروید اثر آگاتا کریستی یافت. در این داستان راوی یک سری حقایق اصلی و اساسی در متن پنهان می‌کند (از طریق طفره رفتن از بیان حقیقت یا حذف حقیقت و فروگذاری در بیان حقیقت یا بیان پرابهام حقیقت) بدون اینکه راوی در روایت خود به‌طور آشکار دروغی گفته باشد. با این حال در آن زمان بسیاری از خوانندگان آن رمان احساس می‌کردند که پیچش داستانی در اوج داستان غیرمنصفانه و نادرست است.

🍋|• رمان «ماجراهای هاکلبری فین»:
🍋|• بسیاری از رمان‌ها توسط بچه‌ها روایت می‌شوند که ممکن است بی‌تجربگی و خامی آن‌ها روی قضاوت آن‌ها تأثیر گذاشته و روایت آن‌ها را غیرقابل اعتماد کند. در ماجراهای هاکلبری فین (۱۸۸۴)، معصومیت هاکلبری فین موجب می‌شود تا قضاوت‌های او در مورد شخصیت‌های رمان بیش از حد دلسوزانه باشد.

🥀|• سریال «فصل زرد»:
🥀|• در سریال ایرانی فصل زرد، شهاب به عنوان راوی داستان سریال و پیش می‌برد ولی در قسمت پایانی متوجه می‌شویم که راوی در اتاق بازجویی و در مقابل بازپرس این داستان دروغی را برای بیگناه جلوه دادن خود تعریف کرده است.

•[📚]• ادامه دارد...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NEGIN
  • موضوع نویسنده
  • #3
•[📚]• چگونه راوی غیرقابل اعتماد بیافرینیم؟

راوی‌های غیرقابل اعتماد جذابند. هدف شما آن است که خواننده به قدری از راوی خوشش بیاید که داستان را دنبال کند.

💙|• پیشنهاد ۱: بذرهای شک و تردید را از ابتدا بکارید.
📘|• کاری کنید تا برای کاراکترهای دیگر سوال پیش بیاید. برای مثال راوی غیرقابل اعتماد شما می‌گوید در مسابقه‌ای برنده شده است. کاراکتر دوم می‌گوید صبر کن. فکر کردم جانی برنده شده است.
📘|• در این صورت خوانندگان از خود می‌پرسند چرا او این موضوع را مطرح کرده است. برای جلب توجه؟ به دلیل عدم امنیت؟
📘|• به جذاب‌تر کردن او ادامه دهید تا خوانندگان در جبهه او باقی بمانند حتی اگر از او ناامید شوند.

💛|• پیشنهاد دو: ثابت‌قدم بمانید.
📒|• اگر با یک راوی غیرقابل اعتماد شروع می‌کنید در میانه راه او را عوض نکنید.اگر او را در آخر به یک راوی قابل اعتماد تبدیل کنید، رویدادهای سرنوشت سازی را وارد داستان کنید که زاویه‌دید او را تغییر داده و باعث رشد او می‌شوند.


❤️|• پیشنهاد ۳: اوج داستان در نتیجه نهایی است.
📕|• برخی از نویسندگان ترجیح می‌دهند تا غیرقابل اعتماد بودن راوی خود را از ابتدا آشکار کنند و به خوانندگان اجازه می‌دهند تا داستان را از دو یا چند زاویه دید تجربه کنند.
📕|• اما گاهی اوقات این آشکارسازی در نقطه اوج داستان به شکل غافلگیرکننده‌ای نمایان می‌شود.
📕|• استفاده از راوی غیرقابل اعتماد به پررنگ کردن مضمون شما، اضافه کردن پیچش‌های داستانی، و خلق کاراکترهای پیچیده‌ای که در خواننده احساس بی‌اعتمادی ایجاد می‌کنند، کمک می‌کند.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NEGIN
  • موضوع نویسنده
  • #4
•[📚]• راوی غیرقابل اعتماد کیست؟

📘|• راوی غیرقابل اعتماد، عمدا یا سهوا اطلاعات نادرستی ارائه می‌کند تا خواننده را گمراه و سردرگم کند.
📗|• این راوی باعث می‌شود تا خوانندگان برای فهمیدن حقیقت داستان دنبال نخود سیاه بروند.
📒|• ما همه چیز را از طریق چشمان او می‌بینم، صداها را از روی کلام او می‌شنویم و کاراکترش را از طریق اعمالش حدس می‌زنیم.
📕|• در اکثر موارد اتفاقات را دقیق بیان می‌کند اما زاویه‌دید متفاوت و نادرستی دارد که داستان را به همان نسبت نامطمئن تعریف می‌کند.


•[📚]• انواع راوی غیرقابل اعتماد:

راوی خودستا: راوی‌ای که تمایل به مبالغه و لاف زدن دارد.
مثال: «مال فلاندرز» نوشته‌ی دانیل دفو، نلی در «بلندی‌های بادگیر» نوشته‌ی امیلی برونته، مایکل اسکات در سریال «آفیس».

راوی دیوانه: این راوی دارای اختلالات روانی است، مانند پی‌تی‌اس‌دی یا پارانویا یا اسکیزوفرنی یا فراموشی.
مثال: پاتریک بیتمن در «روانی امریکایی» نوشته برت ایستون الیس، تایلر داردن در «باشگاه مشت زنی» نوشته‌ی چاک پالانیوک، راوی داستان‌های فرانک کافکا.

راوی ساده‌لوح: راوی ناپخته یا نادان که همه‌چیز را فقط از زاویه‌دید خودش می‌بیند که محدود یا کودکانه است.
مثال: هاک در «هاکلبری فین» نوشته‌ی مارک تواین، دکتر مالکولم کرو در «حس ششم»

راوی دروغگو: راوی‌ای که برای محافظت از خود یا پنهان کردن کارهای ناشایستش عمداً حقایق را سوء تعبیر می‌کند.
مثال: دکتر شپرد در داستان «قتل راجر آکروید» نوشته‌ی آگاتا کریستی. پای پاتل در «زندگی پای» نوشته‌ی یان مارتل.

راوی دلقک: فکر می‌کند داستان‌سرایی شوخی است و با خواننده شوخی می‌کند.
مثال: رمان «تریسترام شندی».
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NEGIN
عقب
بالا