انجمن ناولز

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی ناولز بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

[اشعار تک بیتی]

بی تو به سامان نرسم، ای سر و سامان همه تو
ای به تو زنده همه من، ای به تنم جان همه تو
 
از تو چگونه بگسلم وقتی خیالت با دلم
می پیچد و از هر طرف سوی تو می پیچاندم
 
مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من
که جز ملال نصیبی نمیبرید از من
 
اگر باید زخمی داشته باشم که نوازشم کنی
بگو تا تمام دلم را شرحه شرحه کنم
 
درمان نخواستم ز تو من درد خواستم
یک درد ماندگار! بلایت به جان من
 
گرچه تو دوری از برم، همره خویش می برم
شب همه شب به بسترم، یاد تو را به جای تو
 
شبیه بغض نوزادی که ساعت هاست می گرید
پر از حرفم کسی اما زبانم را نمی فهمد
 
دلم گرفته برایت زبان ساده‌ی عشق است
سلیس و ساده بگویم دلم گرفته برایت
 
بی تو خسته است ز جانم تن و جانم ز تنم
خسته ام من هم از این بار گرانی که منم
 
ز تمام بودنی ها، تو همین از آن من باش
که به غیر با تو بودن، دلم آرزو ندارد
 
ره زندگی نشان ده، به کسی که مرده در من
که حیات بی تو راهی، به حریم او ندارد
 
تار مویی نسپردی به وداعت، با من
کش به هنگامه ی وصل تو به آتش فکنم
 
دوباره زنده کن این خسته ی خزان زده را
حلول کن به تنم جان ببخش و جانان باش
 
من رود نیاسودنــم و بودن و تا وصــل
آسودگی ام نیست كه معنای من اینست
 
به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت
دلی که کرده هوای کرشمه‌ های صدایت
 
همواره عشق بی خبر از راه مي رسد
چونان مسافري که به ناگاه مي رسد
 
در ذهنم ای چهره ات بهترین یادگاری!
زیباترین شعرم ارزانی ات باد امشب
 
وان کشمکشم نیست بی تو با ایام
برونم آور از این ماجرا که می میرم
 
مو که مست از می انگور باشم
چرا از نازنینم دور باشم
 
سر کویت بتا چند آیم و شم
ز وصلت بی نوا چند آیم و شم
 
عقب
بالا