انجمن ناولز

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی ناولز بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

آموزش صفر تا صد نویسندگی

شخصیت اصلی داستان‌تان شوید


خوان رولفو، نویسنده مکزیکی در زندگی‌نامه‌اش می‌نویسد بیست‌جا کار کرده است، با سرخ‌پوست‌ها کار کرده، با اتاق اموات کار کرده، فلان‌جا کار کرده. بعد رمان می‌نویسد و می‌بیند درنیامده است و بازنویسی می‌کند.

می‌خواهم بگویم برای خلق هنر، صِرف دوست‌داشتن نوع رمان، فی‌المثل رئالیسم جادویی، نمی‌شود اثری جادویی خلق کرد.
ما علاقه به هرچه داشته باشیم برای خلق‌اش نخست خودمان باید سراپا آن باشیم، وگرنه هرچه بنویسیم مصنوعی می‌شود و تاثیرگذار نمی‌شود. اول باید خودتان را به شخصیت اصلی داستان‌تان بدل کنید تا بتوانید با باور‌پذیری بالا نقشی را که در حادثه داستانی و رویدادهای داستان رخ می‌دهد به‌عالی‌ترین وجه بازی کنید و همان را عیناً روی کاغذ بیاورید.

- خوان رولفو
 
نوشتن، تحوّل و درمان است


نزدیک به دو دهه است که من با شاگردان کار کرده‌ام و تحول زندگی آن شاگردان از راه نوشتن را مشاهده کرده‌ام. من دیده‌ام که شاگردان خجول حقشان را طلب کرده‌اند. دیده‌ام که شاگردان لاف‌زنِ گزافه‌گو کم‌کم بادشان را کم کرده‌اند و اعضای دوستانۀ قبیلۀ بشری شده‌اند. من دیده‌ام که آدم‌ها خودشان را به‌روی روابط عمیق گشوده‌اند، خود را از شرّ روابط دشوار خلاص کرده‌اند، شغل‌شان را تغییر داد‌ه‌اند و هویت‌شان را دگرگون ساخته‌اند. من دیده‌ام نوشتن بیش‌تر داروست تا ابزار. دارویی است که همۀ ما می‌توانیم آن را بسازیم و برای خودمان استفاده کنیم.

- جولیا کامرون
 
نویسندگی را همین الآن شروع کنید

می‌خواهید نویسنده شوید؟
می‌خواهید از شر افکار ناراحت‌کننده‌‌ای که دارید خلاص شوید؟

همین الآن بدون درنگ یک قلم و کاغذ بردارید و حداقل ده سطر یا ۱۰۰ کلمه از محیط اطراف خود بنویسید و آن را توصیف کنید یا نمایش دهید. سپس نوشته را کنار بگذارید.

خواهید دید این قدم اول در نوشتن، چقدر احساس خوب و آرام‌بخش به شما می‌دهد.
اگر برایتان خوب بود فردا هم دوباره به این کار ادامه دهید.
اما همین الآن شروع کنید، لنگ‌لنگان، با هزاران مشکل و فشار، با تمام تنش‌های موجود شروع کنید: نقطه شروع مهم است؛ فقط نوشتن را شروع کنید.
 
از چیزهای دم‌دستی بنویسید


به‌نظر من وظیفهٔ همهٔ رمان‌نویس‌ها، نقاش‌ها، تمام موسیقی‌دان‌ها و همهٔ افرادی که برای به حرکت در آوردن هنر تلاش می‌کنند، یکی است و آن: به دنبال چیزی باشند که به درستی حس می‌کنند، بدون اینکه به سبک‌ها توجه کنند. بدون اینکه به تئوری توجه کنند: چسبیدن به آنچه حس می‌کنند قابل اعتماد است.
چیزی که مجبورشان می‌کند فرمی بیابند، فرمی که مال خودشان باشد، که در نتیجه، فرمی زنده خواهد بود نه فرمی آکادمیک و محدود.
 
خواندن و شنیدن لازمه‌ی نویسندگی


خوب نوشتن به سه چیز بستگی دارد: «خواندن آثار بهترین نویسندگان، تماشای سخنرانی بهترین سخنرانان و تمرین سخت برای تقویت سبک خود.»

- بن جانسون
 
هرشش روز یک داستان بنویسید


روی کلمه کار کنید. شما باید هر شش روز یک داستان بنویسید و تمام مدتی که در حال نوشتن آن هستید، به آن فکر کنید. در غیر این‌صورت هرگز عبارات مورد نیاز را ایجاد نخواهید کرد‌. لازم است هر عبارت قبل از نوشتن، دو روز در مغز بماند و پخته شود.

- آنتوان چخوف
 
یادگیری تکنیک‌های نویسندگی لازم است



الهام‌‌گرفتن خیلی خوب است اما بعد از الهام، نویسنده دیگر به دانستن تکنیک‌های نویسندگی و داستان‌نویسی نیاز دارد؛ در‌ غیراین‌صورت، باید خیلی منتظر بماند.

- لئونارد برنشتاین
 
مراحل کار در نویسندگی


نوشتن، مراحلی دارد. هر کتاب آموزش نویسندگی این مسئاه را قبول دارد. اصطلاحات هر کتابی با کتاب دیگر فرق دارد ولی می‌توانیم همه آنها را در دو دسته قرار بدهیم:
۱.مرحله قبل از نوشتن؛
۲.مرحله بازبینی.

مرحله‌ی اول کار نویسندگی:


مرحله قبل از نوشتن را پرسش و پاسخ، آزادنویسی، کشف، پرسیدن، حباب‌سازی و غیره هم نامیده‌اند. در این مرحله دست به کشف می‌زنیم. در این دوره است که کاملا آزاد می‌نویسیم، محدودیتی نداریم و بیرون از کنترل «اگو»یمان قرار داریم. هیچ لازم نیست به مسائل آزارنده‌ای چون دستور زبان و نحو توجه کنیم. لازم نیست پاراگراف‌بندی کنیم. در این مرحله هرچه بنویسیم ممکن است پله‌ای برای رسیدن به مرحله دیگر باشد. اولین نسخه نوشتارتان هم در همین مرحله تولید می‌شود. در این مرحله دنیا گلگون و عالی و پر از شگفتی است. اینجاست که گاهی یاوه می گوییم، شروع‌های نادرست داریم، می‌فهمیم شخصیت‌هایمان چه کسانی‌اند و خودمان را شگفت‌زده می کنیم. در این مرحله از نوشتن، اغلب این نیم‌کره‌ی راست مغزمان است که درحال فعالیت است
 
نکات داستان‌نویسی و نویسندگی

مرحله‌ی دوم کار نویسندگی:

مرحله دوم کار نویسندگی بازبینی است که خود، مراحل بسیاری دارد. در این مرحله است که از طرف چپ مغزمان کار می‌کشیم. یک قدم به عقب برمی‌داریم، نوشته‌مان را با دیدی نقادانه می‌خوانیم و با ابزارهای کارمان آن را رنده می‌کنیم و تراش و صیقل می‌دهیم تا قلب کار که در مرحله قبل از نوشتن به آن دست پیدا می‌کنیم، حالتی پیدا کند که خواننده بتواند با آن ارتباط بگیرد.


- لرن هرینگ
 
روزانه بنویسید تا استعداد نویسندگی‌تان به سطح بیاید


استعداد و قریحه‌ی نویسندگی، خود بی‌رنگ است، فقط در صورت نوشتن روزانه است که رنگ می‌گیرد.

- سالتیکوف شچدرین
 
زیستن با نوشتن ژرف می‌شود


بعضی از لحظات زندگی‌ام را دوبار زیسته‌ام، یکی آن‌گاه که آن‌ها را زیسته‌ام، یکی آن‌گاه که آن‌ها را نوشته‌ام، به‌یقین آن‌ها را هنگام نوشتن عمیق‌تر زیسته‌ام.

- شارل بودلر
 
بنویس؛ همین‌حالا!

ننشین فکر کن که در آینده چه خواهی نوشت. نویسندگی زمان آینده ندارد، همه‌اش در زمان حال است. بنویس. همین حالا!

- باب گرین
 
از خودتان بنویسید


گاهی بهترین مخاطب خود نویسنده است. یعنی گاهی نویسنده نوشتن را باید تبدیل به گفت‌وگوی صریح و بی‌پرده با خود بکند. در این‌صورت، جهش‌وار بالا می‌رود. وقتی مخاطب خودمان باشیم، زیاده‌گویی نمی‌کنیم. خواننده را دور نمی‌زنیم. فضل‌فروشی نمی‌کنیم. از نوشتن لذت می‌بریم. مقدمه‌های بیهوده نمی‌چینیم و از همه مهم‌تر از دروغ، ریا و حرف‌های مفت پرهیز می‌کنیم.

- رضا بابایی
 
نِت‌نویسی روزانه کنید


مردم باید آن‌چه را درمورد آن پر‌شور‌و‌اشتیاقند بنویسند، حالا چه روی کاغذ چه در نِت و فضای مجازی. هرجا که می‌توانید بنویسید و از خودتان در این دنیا علامت جاودانگی بگذارید.

- ایلان ماسک
 
چیستی داستان


باور عمومی بر این است که داستان همان حرّافیِ مکتوب است. چه نیازی به خواندن است واقعاً وقتی می‌شود شفاهاً حرف زد و ثبت‌شان نکرد؟ مگر میانِ ماهیچه‌ای به نام "زبان" که وظیفه‌اش خو‌ش‌وبش کردن و احوال‌پرسی و ترکاندن آدامس است با دیالوگ‌ها و حرف‌هایی که با جوهر سیاه بر روی کاغذ چاپ می‌شوند چه فرقی است؟ همه‌شان حرف است دیگر! این همان سوالِ سرد و بی‌روحی است که حتی دانشمندان بزرگ تاریخ هم پرسیده‌اند. مثلاً لاپلاس پرسیده بود که نمایشنامه‌ی "فدر" راسین چه فایده‌ای دارد؟ چه چیزی را می‌خواهد اثبات کند؟

نویسنده: محمد‌حسین عارفی
 
شروع خوب داستان

چون اولین برخورد خواننده با نوشته، همان شروع داستان است، اهمیت زیادی دارد. باید مراقب بود تا از شروع خوبی استفاده کنیم. نمی‌شود تکنیک‌هایی که برای شروع وجود دارد را فرمول‌سازی کرد. باید برای داشتن یک شروع خوب خلاقیت به خرج داد.

اما برخی از روش‌ها و تکنیک‌های شروع خوب و جذاب داستان به‌شرح زیرند:

شروع ناگهانی: بدون مقدمه سر اصل موضوع رفتن. (مثلاً نوشتن یک تیتر یا عنوان جذاب برای شروع)

شروع سؤالی: ایجاد سؤال و ابهام.

شروع توصیفی: توصیغ موضوع نوشته (فضا، حس‌و‌حال و مکان) به طور تفصیلی و با جزئیات.

شروع با صدا: مثل صدای افتادن چیزی از بالا یا شکستن.
 
داستان کوتاه

داستان کوتاه، به‌شکل و الگوی امروزی در قرن نوزدهم ظهور کرد. اولین بار ادگارآلن‌پو در سال ۱۸۴۲ داستان کوتاه را تعریف کرد و اصول انتقادی و فنی خاصی را ارائه داد که تفاوت میان شکل‌های کوتاه و بلند داستان‌نویسی را مشخص می‌کرد. اما برخلاف اصولی که پو ارائه داده بود، داستان‌های کوتاهی که در قرن نوزدهم نوشته می‌شد، فاقد ساختمان حساب‌شده و محکم بود و به آن‌ها قصه، طرح، لطیفه و حتی مقاله می‌گفتند.
ارائه تعریفی جامع و مانع از داستان کوتاه که در برگیرنده‌ی انواع داستان‌های کوتاه، باشد، کار چندان ساده‌ای نیست و شاید محال باشد.
در طی یک قرن و نیم که از طلوع داستان کوتاه می‌گذرد، این نوع اثر ادبی در بیشتر کشورهای جهان، مقام و مرتبه‌ای والا برای خود دست‌و‌پا کرده است. با گذشت زمان انواع گوناگونی از داستان‌های کوتاه به‌وجود آمده است و داستان کوتاه، تنوع و تکامل بسیاری یافته و به‌همین دلیل تعریف‌های معمولی و قدیمی، به اصطلاح تعریف‌های سنگ شده، قابلیت انعطاف و جامعیت خود را از دست داده است، چه دنیا و هر‌چه مربوط به آن است و جامعه انسانی، پویا(دینامیک) است و نمی‌توان ایستا(استاتیک) را بر آن‌ها حاکم کرد.
اولین‌بار ادگار آلن‌پو در انتقادی که بر مجموعه داستان‌های قصه‌های بازگو شده اثر ناتانیل هاثورن (نویسنده‌ی آمریکایی، ۱۸۶۴-۱۸۰۴) نوشت، داستان کوتاه را چنین تعریف کرد:
نویسنده باید بکوشد تا خواننده را تحت اثر واحدی که اثرات دیگر مادون آن باشد، قرار دهد و چنین اثری را تنها داستانی می‌تواند داشته باشد که خواننده در یک نشست که از دو ساعت تجاوز نکند، تمام آن را بخواند.
در فرهنگ وبستر برای داستان کوتاه تعریفی آمده است که به‌نسبت از تعریف‌های دیگر کامل‌تر است و بر اغلب داستان‌های کوتاهی که امروز نوشته می شود، قابل تطبیق است:
داستان کوتاه، روایت به‌نسبت کوتاه خلاقه‌ای است که نوعاً سر و کارش با گروهی محدود از شخصیت‌هاست که در عمل منفردی شرکت دارند و غالباً با مدد گرفتن از وحدت تأثیر بیشتر بر آفرینش حال‌و‌هوا تمرکز می‌یابد تا داستان‌گویی.
بعد از انتشار بعضی از داستان‌های کوتاه «بورخس» مثل «درونمایه‌ی خائن و قهرمان» که در آن دو عمل داستانی وجود داشت، فرهنگ و بستر تعریف خود را مؤجزتر و عام‌تر کرد و به‌این‌صورت درآورد: «داستان کوتاه، روایت خلاقانه‌ای به نثر است که با چند شخصیت سر و کار دارد و با مدد گرفتن از وحدت تأثیر، بیشتر بر آفرینش حال‌وهوا تمرکز می‌یابد تا پیرنگ.»
همان‌طور که می‌بینیم «عمل مفرد» در آن حذف شده است و به‌جای داستان گویی پیرنگ نشسته است، یعنی خصوصیت روحی و خُلفی در داستان‌های امروزی بیشتر از حادثه‌پردازی و داستان‌گویی مورد نظر است.
از آن‌جا که داستان کوتاه اغلب آنات و تغییرات مداوم زندگی فردی و اجتماعی را روایت می کند، طبعاً برای بیان این تغییرات به قالب‌های متنوعی نیازمند است. از این‌رو داستان کوتاه، پیوسته محمل تجربه‌های تازه است و انواع گوناگون و رنگارنگی از آن آفریده شده و می‌شود و نویسندگان بزرگ و ونابغه‌ای هر کدام نوع تازه‌ای از آن را به‌نام خود ثبت کرده‌اند. برجسته‌ترین این نویسندگان عبارتند از ادگار آلن‌پو(نویسنده و شاعر آمریکایی، ۱۸۰۹-۱۸۴۹)، گوگول(نویسنده‌ی روسی، ۱۸۰۹-۱۸۵۲)،(گی دوموپاسان نویسنده‌ی فرانسوی، ۱۸۵۰-۱۸۹۳)، آنتون چخوف(نویسنده‌ی روسی، ۱۸۶۲-۱۹۰۴)، اُ.هنری یا ویلیام سیدنی پورتر(نویسنده‌ی آمریکایی، ۱۸۶۲-۱۹۱۰)، فرانتس کافکا(نویسنده‌ی چک،۱۸۸۳-۱۹۲۴)، جیمز جویس(نویسنده‌ی ایرلندی، ۱۸۸۲-۱۹۴۲). رینگ لاردنر (نویسنده‌ی آمریکایی، ۱۸۵۵-۱۹۳۳) و ارنست همینگوی(نویسنده‌ی آمریکایی، ۱۸۹۹-۱۹۶۱)، خورفه لوئیس بورخس(نویسنده‌ی آرژانتینی، ۱۸۹۹-۱۹۸۶).

انواع داستان کوتاه

خصوصیات انواع مهم داستان کوتاه از بدو پیدایش تاکنون به اجمال چنین است:
داستان‌هایی که حادثه‌پردازانه است و گاهی پایان شگفت‌انگیزی دارد و لطیفه‌وار است و از آن‌ها به‌عنوان داستان‌های پیرنگی یا داستان لطیفه‌وار یاد می‌کنند. مثل داستان کوتاه «گردن بند» نوشته‌ی گی دوموپاسان و داستان کوتاه «عروسک پشت پرده» از هدایت؛ همچنین داستان کوتاه «هدیه‌ی مغان» یا «هدیه‌ی کریسمس» اثر اُ.هنری و داستان‌های کوتاه دیگر این نویسنده و نیز داستان کوتاه «کباب غاز» نوشته‌ی محمد‌علی جمال‌زاده.
داستان‌هایی که برشی از زندگی است و لحظه‌ها و وضعیت‌ها و موقعیت‌های نمونه‌ای شخصیت داستان را تصور می‌کند، به‌طوری که خواننده به خصلت و کیفیت زندگی نوعی این شخصیت پی می‌برد، مثل داستان کوتاه «بوسه» نوشته‌ی آنتون چخوف و اغلب داستان‌های کوتاه او و داستان کوتاه «یه‌ره‌نچکا» از بزرگ علوی.
 
پلکان داستان‌نویسی

بازنویسی داستان پس‌از فاصله‌زمانی مناسب

پس‌از گذشت مدتی، حین بازخوانی داستان، متوجه خواهید شد که نسخه اول چه قدر خام است؛

مثلاً گفتگوی شخصیت‌ها ضعیف است، شخصیت‌پردازی ناقص است، جذابیت داستان کم است، نثر داستان سست و ناهموار است و...

در این مرحله، باید به عیب‌یابی داستان بپردازید. همچنین، غلط‌های املایی و انشایی متن را برطرف کنید.

شاید لازم باشد داستان خود را چند‌بار بازنویسی کنید. در‌این‌صورت، بهتر است داستان را در فواصل زمانی مناسب، بازنویسی کنید.

فاصله گرفتن از داستان، به شما کمک می‌کند در بازنویسی، کاستی‌ها را با شامه‌ی تیزتری بیابید، و برای حذف زوائد، با قاطعیت بیشتر عمل کنید.

✍ رضا خوشه‌بست
 
هر داستان یک «راوی» دارد.

«راوی کسی است که داستان را تعریف می کند.»

انواع دیدگاه یا زاویه‌دید

۱. اول‌شخص:
الف) اول‌شخصِ مفرد؛
ب) اول‌شخصِ جمع؛
ج) اول‌شخصِ موقت.

۲. دوم‌شخص مفرد

۳. سوم‌شخص (دانای کل): محدود و نامحدود
الف) سوم‌شخصِ ذهنی
ب) سوم‌شخصِ عینی
 
نوشتن، تحوّل و درمان است


نزدیک به دو دهه است که من با شاگردان کار کرده‌ام و تحول زندگی آن شاگردان از راه نوشتن را مشاهده کرده‌ام. من دیده‌ام که شاگردان خجول حقشان را طلب کرده‌اند. دیده‌ام که شاگردان لاف‌زنِ گزافه‌گو کم‌کم بادشان را کم کرده‌اند و اعضای دوستانۀ قبیلۀ بشری شده‌اند. من دیده‌ام که آدم‌ها خودشان را به‌روی روابط عمیق گشوده‌اند، خود را از شرّ روابط دشوار خلاص کرده‌اند، شغل‌شان را تغییر داد‌ه‌اند و هویت‌شان را دگرگون ساخته‌اند. من دیده‌ام نوشتن بیش‌تر داروست تا ابزار. دارویی است که همۀ ما می‌توانیم آن را بسازیم و برای خودمان استفاده کنیم.

- جولیا کامرون
 
عقب
بالا