انجمن ناولز

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی ناولز بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

مقاله‌ای درباره نوشتن شخصیت نابینا

TELMATELMA is verified member.

سرلشگر
کادر مدیریت
سرلشگر
نویسنده افتخاری
تاریخ ثبت‌نام
8/9/24
نوشته‌ها
569
  • موضوع نویسنده
  • #1
•[📚]• مقدمه

📘|• تنوع در نمایش دادن اعضای هر قشر، روز به روز مهم‌تر می‌شه. مردمی با هر نژاد، جنسیت و توانایی، لایق‌اند که خودشون رو در داستان‌ها ببینن.
📗|• البته خیلی وقت‌ها نویسنده تحقیق کافی نمی‌کنه و شخصیت رو بد نمایش می‌ده؛ برای مثال شخصیت نابینا رو.
📒|• این بی‌توجهی باعث می‌شه کلیشه‌های تکراری و آسیب‌زا پررنگ‌تر بشن و خواننده‌ها ناامید.
📙|• اگه می‌خواید شخصیتی نابینا بیافرینید، کارِتون ممکنه سخت باشه، اما تنها نیستید! با تحقیق و تمرین می‌تونید از پسش بربیاید.


•[📚]• نابینا بودن چطوریه؟

📕|• بیشتر افراد نابینا (حدود ۸۰ الی ۹۰ درصد) تا حدودی می‌بینند. معمولاً معنیش اینه که شخص قادره نور و سایه رو ببینه، اما گاهی هم پیش میاد که شخص بتونه رنگ‌ها یا اَشکال محو رو ببینه. ممکنه بینایی تونلی داشته باشه یا فقط بتونه اشیای پیرامونش رو ببینه.
📘|• برخی بیماری‌ها باعث نقص بینایی می‌شن. ممکنه چنین به نظر برسه که برف یا خاشاک بینایی رو کدر کرده، یا نقطه‌های تیره جلوی گستره‌ی دید رو گرفته. چشمان برخی از مردم می‌لرزه، بنابراین اشیا رو محو و مبهم می‌بینن.

📗|• ۱۰ الی ۲۰ درصد افراد نابینا، کاملاً نابینان و هیچ نور، شکل یا رنگی رو نمی‌بینن. اگه شخصیت چشم نداره، (به‌علت آسیب و تصادف یا به‌صورت مادرزادی) جزء این دسته‌ست.

📒|• بر خلاف چیزی که ممکنه تصور کنید، افراد کاملاً نابینا تاریکی رو «نمی‌بینن»، در واقع هیچ‌چیز نمی‌بینن. بعضی‌ها فکر می‌کنن نبودِ بینایی یعنی تاریکی، اما این‌طور نیست. درکِ تاریکی هم نیازمندِ بیناییه.
📙|• حتی وقتی چشم‌هاتون بسته‌ست، درون پلک‌هاتون رو می‌بینید، برای همین وقتی چشم‌هاتون رو می‌بندید تاریکه.

📕|• با این حال، تجربه‌های افراد متفاوته. کسی که نابینا به دنیا اومده، نمی‌دونه تاریکی چه شکلیه. کسی که بعداً بیناییش رو از دست داده ممکنه به خاطر بیاره، و مغزش ممکنه جای خالی رو با چیزی که منطقی‌تره پر کنه.
📘|• اگه مغز اطلاعات دیداری دریافت نکنه، شاید فکر کنه هوا تاریکه، و بینشِ خیالیِ تاریکی رو ایجاد کنه.


•[📚]• چطور شخصیت می‌تونه نابینا بشه؟
نابینا شدن سه علت اصلی داره:
● آسیب
● بیماری
● ارث
هرکدوم رو که انتخاب کردید، خوب تحقیق کنید تا تجربه‌ی شخصیتتون رو به درستی بازتاب بدید.

🖌|• آسیب
🖌|• راه‌های مختلفی هست که آسیب می‌تونه باعث نابینایی بشه و همه‌شون اون‌قدری که فکر می‌کنید واضح نیستند. هشدار متن آزاردهنده:
🖌|• سرراست‌ترین راه اینه که ضربه‌ای فیزیکی به چشم شخصیت بخوره و چشم شکافته بشه. همچنین ممکنه ماده‌ای اسیدی یا خورنده وارد چشم بشه و اون رو بسوزونه. لیزر، گلوله‌ی ساچمه‌ای و چیزهای مشابه می‌تونن چشم و بافت اطرافش رو ببُرن، خُرد کنن، کبود کنن یا بسوزونن.
🖌|• اگه بخشی از مغز شخصیت که نور رو پردازش می‌کنه آسیب ببینه، یا عصب‌های وصل‌کننده‌ی چشم به مغز آسیب ببینن یا قطع بشن، ممکنه منجر به نابینایی بشه.
🖌|• این اتفاق ممکنه در تصادف رانندگی با ماشین پرسرعت، زمین خوردن از ارتفاع بلند، ضربه مغزی، سکته، خفگی و... رخ بده.

🖍|• بیماری
🖍|• تومورهای مغزی و بعضی از انواع سرطان‌ها می‌تونن در کارِ چشم‌ها یا عصب‌های چشمی مداخله کنن و باعث نابینایی بشن.
🖍|• علاوه بر اون، کلی بیماری می‌تونن روی بینایی شخصیت تاثیر بذارن. بیماری خودایمنی زمانی پیش میاد که سیستم ایمنی بدن به سلول‌های خودش حمله می‌کنه؛ ممکنه به سلول‌های درون و اطراف چشم حمله کنه. بیماری‌هایی که سلامت قلبی-عروقی رو به هم می‌زنن، ممکنه باعث ضعف بینایی بشن چون خون و اکسیژن کافی به سلول‌های چشم نمی‌رسه.
🖍|• بسیاری از بیماری‌های مختص چشم هم وجود دارن؛ مثل آب‌مروارید، آب‌سیاه، تباهی لکه زرد که منجر به آسیب یا فقدان بینایی می‌شن. عفونت باکتریایی یا ویروسی هم می‌تونه باعث نابینایی بشه.
🖍|• می‌تونید حتی توی دنیای داستانتون بیماری‌ای بسازید که در دنیای واقعی وجود نداره!


•[📚]• ادامه دارد...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NEGIN
  • موضوع نویسنده
  • #2
🖌|• مادرزادی
🖌|• علت سوم نابینایی، مادرزادیه. دوتا از رایج‌ترین انواع نابینایی مادرزادی، حاصل بی‌چشمی و خردچشمی‌اند. این دو بیماری می‌تونن خودشون به وجود بیان یا نتیجه‌ی اختلال وراثتی باشن.
🖌|• در بیماری بی‌چشمی، بچه بدون یک یا هردو چشم به دنیا میاد. در بیماری خردچشمی، یک یا هردو چشم بچه درست رشد نمی‌کنن و چشم کوچک و ناهنجار و دارای اختلال بینایی می‌شه.
🖌|• هر بیماری‌ای که باعث رشد نکردن یا جهش یافتنِ بافت‌ها یا عصب‌های درون یا اطراف چشم و لوب پس‌سری مغز بشه، می‌تونه باعث نوعی از آسیب به بینایی بشه.

🖍|• نفرین
این هم ارزش اشاره کردن داره. اگه جادو و نفرین جادویی توی داستانتون وجود داره، می‌تونه علت نابینایی شخصیت باشه!


•[📚]• چشمان نابینا چه ظاهری دارند؟

📘|• بر خلاف چیزی که رسانه‌های عامه می‌گن، چشم نابینا معمولاً شبیه به چشم عادیه. تقریباً هیچ‌کدوم از رایج‌ترین انواع نابینایی، ظاهر چشم‌ها رو تغییر نمی‌دن.
📗|• البته استثناهایی هست؛ باید قبل از نوشتن هر علتی برای نابینایی تحقیق‌تون رو بکنید.
📒|• به‌طور کلی، چشم‌های نابینا کدر و شیری نمی‌شن مگر این‌که آسیب خاصی دیدن که اثر زخم در بافت قرنیه به وجود آورده.
📙|• جراحی‌ای که بد انجام شده یا به خوبی درمان نشده، اسید، ورود اشیای خارجی به چشم، زخم قرنیه یا انواع دیگری از آسیب به چشم می‌تونن چنین نتیجه‌ای داشته باشن.
📕|• آب‌مروارید رایج‌ترین دلیلِ کدر و ابری شدن چشم‌هاست، اما با جراحی می‌شه درستش کرد. بیماری‌های دیگری هم می‌تونن باعث ابری‌شدنِ چشم بشن. در ویکی‌پدیا فهرستی ازشون حاوی عکس‌های دردناک وجود داره.

📘|• طبیعتاً اگر شخصیت بدون چشم به دنیا اومده یا با آسیب و جراحی از دستشون داده، چشم‌هاش رو توصیف نمی‌کنید؛ فقدان چشم‌هاش رو توصیف می‌کنید.
📗|• هنوز پلک و حدقه داره؟ چشم مصنوعی می‌ذاره؟ بافت زخمی اطراف جای چشمش هست؟ بسته به این‌که چطور شخصیت چشمش رو از دست داده، پاسخ‌های متفاوتی برای این پرسش‌ها هست.
📒|• بیماری‌های نادرتری وجود دارن که می‌تونن ظاهری غیرعادی به چشم بدن و روی بینایی تاثیر بذارن. تاکید می‌شه که نادرند.

🥀|• در بیماری آلبینیسم چشمی، چشم رنگدانه نداره و آبی خیلی روشن (یا حتی صورتی کمرنگ در نورپردازی خاص) به نظر می‌رسه. بیمار حساسیت شدید به نور رو تجربه می‌کنه و بینایی محو داره.
🥀|• در بیماری کولوبوم، بخشی از بافت چشم وجود نداره. این بیماری می‌تونه اعصاب بینایی رو درگیر کنه و باعث دیدِ تار بشه که با عینک و لنز چشمی درست نمی‌شه.
🥀|• در بیماری پلی‌کوریا، یک چشم دو مردمک داره. ممکنه تاریِ دید به وجود بیاد. هردو مردمک می‌تونن تنگ و گشاد بشن.
🥀|• بیماری شبه‌پلی‌کوریا مشابهه، اما به‌جای این‌که چشم چند مردمک داشته باشه، عنبیه سوراخ‌هایی داره که شبیه مردمک اضافی به نظر می‌رسن اما نمی‌تونن تنگ و گشاد بشن. شبه‌پلی‌کوریا، برعکس پلی‌کوریا، عموماً روی بینایی تاثیر نمی‌ذاره.

📕|• یادتون باشه که فقط چون کسی نمی‌بینه، دلیل بر این نیست که چشم‌هاش مات و ابری‌ان. در بیشتر مواقع، اگه کسی نابینا بشه، چشم‌هاش ناگهان سفید نمی‌شن.

•[📚]• ادامه دارد...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NEGIN
  • موضوع نویسنده
  • #3
•[📚]• نکته‌های نوشتن شخصیت نابینا

📘|• نوشتن شخصیت نابینا چالش‌برانگیزه؛ مخصوصاً اگر بینایی خودتون آسیب ندیده. نکته‌های زیادی رو باید در ذهن داشته باشید که چیزهای متناقض ننویسید.
📗|• علاوه بر اون، شاید ندونید که شخصیت نابینا در هر موقعیت چطور رفتار می‌کنه، و ممکنه پیرنگ داستانتون رو خراب کنید. پس این چند نکته رو در ذهن داشته باشید:

•1⃣• بذارید شخصیت پیش از هر چیز شخصیتی جذاب باشه، نه فقط نابینا.
🌈|• درست مثل هر جامعه‌ی به حاشیه رانده‌شده، شخصیت‌های معلول هم لایق‌اند به‌صورت شخصیت‌هایی پیچیده و جذاب ظهور کنند که همه‌چیزشون مربوط به ناتوانی‌شون نیست.
🌈|• همه‌ی شخصیت فرد نابینا، حول محور نابیناییش نیست. هر کسی علاقه‌ها، تفریح‌ها، مهارت‌ها، نقص‌ها، رویاها، عشق‌های زندگی و بسیاری چیزهای دیگر رو داره. نابینا بودن نباید باعث بشه شخصیتتون از هر نوع رشد و توسعه و قوس شخصیتی که شخصیت‌های غیر معلول دارند، محروم بشه.

• 2⃣• از بقیه‌ی شخصیت‌ها استفاده کنید.
💐|• اگه شخصیت اصلی داستان نابیناست، شخصیت‌های فرعی مهم می‌شن. به‌طور معمول، شخص نابینا به کمک اطرافیانش محیط اطراف رو درک می‌کنه.
💐|• همچنین شخصیت‌های فرعیِ بینا، می‌تونن چیزهای دیدنی رو توصیف کنن. مخصوصاً اگر شخصیت اصلی نابینا داستان رو به‌صورت اول‌شخص یا سوم‌شخص محدود تعریف می‌کنه.
💐|• از طریق شخصیت‌های فرعی موقعیت رو به‌صورت دیداری توصیف می‌کنید. البته اون‌ها نباید فقط ابزارهایی برای توصیف محیط باشن.
💐|• این‌که هر شخصیت چطور دنیا رو توصیف می‌کنه، به‌شدت به درونش و شخصیتش و سوگیری‌هاش بستگی داره‌.
💐|• برای مثال، راه‌های بسیاری هست که چندتا پسر دانشگاهی رو توصیف کرد. یک شخصیت ممکنه بگه: «چند نفر دارن میان سمتمون. یکی‌شون خیلی خوشگله...»
در حالی که یک شخصیت دیگه ممکنه بگه: «پسر مسر اومده. بپا!»
💐|• خیلی کم پیش میاد که کسی بدون سوگیری گزارشی از محیطش بده.
باید خوب ویژگی‌ها و خلق‌وخو و سوگیری‌های شخصیت‌های فرعی رو بدونید تا توصیف‌های طبیعی از زبونشون بنویسید. البته اگر خیلی مهم نیستن، نمی‌خواد زمان زیادی برای واقعی جلوه دادنشون صرف کنید.
💐|• یکی از عواقب جالب تکیه به شخصیت‌های فرعی، اینه که خواننده گمراه بشه. همه به نوعی راوی غیرقابل‌اعتمادند و ممکنه چیزهایی بگن که اشتباه برداشت کردن یا درست نفهمیدن یا عمداً دروغ بگن. اگه بی‌اعتمادی یکی از کشمکش‌های داستانتونه، اینم یک راهشه.
💐|• البته، زمان‌هایی پیش میاد که شخصیت نابیناتون تنهاست. افراد نابینا معمولاُ می‌تونن مستقل زندگی کنن. اما اگه شخصیت‌های دیگه‌ای دارید که در داستان حاضر باشن، حیفه از حضورشون بیشترین استفاده رو نبرید.
مقاله‌ای درباره نوشتن شخصیت فرعی

• 3⃣• روی حواس دیگر شخصیت تاکید کنید.
🍹|• افراد نابینا باید شدیدتر روی حواس دیگه‌شون تکیه کنن؛ مثل شنوایی و لامسه. شاید توصیف صحنه براتون سخت باشه، اما غافلگیر می‌شید وقتی بفهمید توصیفات دیداری چه کم اهمیت دارند.
🍹|• چیزهایی که شخصیت می‌شنوه، بو می‌کشه و لمس می‌کنه، صحنه رو می‌سازند؛ مکانِ اشیا اهمیت نداره.
🍹|• برای مثال، اگه شخصیت اصلی بیرون و توی فضای بازه، گرمای خورشید، نسیم، باران یا نوع دیگری از آب‌وهوا رو روی صورتش حس می‌کنه؟ حشره‌های در حال پرواز رو می‌شنوه یا حس می‌کنه؟ جیک‌جیک پرندگان، هوهوی باد، پچ‌پچ جمعیت، و صدای بازی کردن بچه‌ها چی؟ گُل‌ها رو بو می‌کنه؟
🍹|• فقط با صدا، بو و لمس می‌تونید صحنه‌ای زنده بیافرینید. یادتون باشه که خواننده وقتی کتاب می‌خونه به‌هرحال نمی‌تونه صحنه رو به طور فیزیکی ببینه، پس خوب می‌تونه جای خالی رو با تخیلاتش پر کنه.
🍹|• برداشت اشتباهی از این بخش نکنید! افراد نابینا روی حواس دیگه‌شون تکیه می‌کنن که فقدان بینایی جبران بشه، اما معنیش این نیست که حواس دیگرشون قوی‌ترند. وقتی کسی نابینا می‌شه، یک‌هو شنوایی یا بقیه‌ی حواسش قوی نمی‌شه.

🍹|• پس چرا افراد نابینا در استفاده از بقیه‌ی حواسشون قوی‌ترند؟
۱- تمرین.
۲- نبودِ حواس‌پرتیِ دیداری.

🍹|• کسی ذاتاً در انتخاب صدای خاص در محیط پرسروصدا ماهر نیست. اما آدم در انجام بعضی کارها ماهرتر و قوی‌تر می‌شه چون مجبوره. فرد نابینا مهارتش رو یاد گرفته؛ قدرت جادویی‌ای چیزی نیست.
🍹|• علاوه بر اون، نبودِ محرک‌های دیداریِ حواس‌پرت‌کن یعنی مغزِ فردِ نابینا انرژی بیشتری صرفِ پردازشِ صدا و اطلاعات لمسی می‌کنه.
🍹|• سخته که آدم چندتا کار رو هم‌زمان انجام بده؛ و وقتی یکی از اون کارها رو حذف می‌کنی، انجام بقیه و تمرکز روشون آسون‌تر می‌شه.

•[📚]• ادامه دارد...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NEGIN
  • موضوع نویسنده
  • #4
•[📚]• محدودیت‌های شخصیت نابینا رو بدونید.

📘|• شخصیت اصلی نابینا، راوی غیرقابل‌اعتماده. وقتی بخشی از تجربه‌ش یعنی بیناییش کمه، نمی‌تونه داستان رو بی‌نقص روایت کنه. البته این چیز بدی نیست! در واقع، فرصتیه که خلاقانه ازش استفاده کنید. به‌هرحال، نکته‌هایی هست که باید در ذهن داشته باشید.
📗|• شخصیت نابینا اطلاعات زیادی درباره دنیای اطرافش رو از دست می‌ده. حتی اگر تا حدی بیناست، شاید نتونه تفاوت بین علامت‌ها و تابلوها رو تشخیص بده، یا حتی تفاوت یک سگ و یک کیسه زباله. شاید نفهمه خیابون پر از برف یا گِل‌آلوده تا این‌که خیلی دیر بشه.
📒|• نمی‌تونه تشخیص بده کی جلوشه مگر این‌که آشنا بشه؛ مثلاً طرف در دیالوگ بگه کیه‌. حتی چیزی مثل عطر یا صدای خاص مخاطب، شاید برای شخص نابینا کافی نباشه.
📙|• به‌طور کلی، مگر این‌که صدای کسی واقعاً خاص و به‌یادموندنی باشه، شخص نابینا فقط افرادی رو که باهاشون آشناست از روی صدا تشخیص می‌ده. مثل خانواده، دوستان صمیمی یا بازیگری که زیاد به صداش گوش می‌ده.
📕|• اگه شخصیت اصلی نابیناتون چیزی رو فهمید که با محدودیت‌هاش جور نیست، اعتبار اثرتون رو از بین می‌برید.

•[📚]• چطور شخصیتی بنویسیم که از سگ راهنما استفاده می‌کنه؟

📘|• سگ‌ راهنما کمک بزرگی برای افراد نابیناست. توی داستانتون هم اگه شخصیت نابینا سگ راهنما داشته باشه، حیوان مخصوصی داره که تقریباً همه‌جا پیششه. البته نکته‌هایی رو هم باید در ذهن داشت.

•[📚]• سگ راهنما چیه؟
📗|• سگ‌های راهنما، سگ‌های خدمت‌رسانی‌ان که به افراد نابینا یا کم‌بینا کمک می‌کنن که راهشون رو پیدا کنن. این سگ‌ها از سن کم تعلیم می‌بینن که دستورات صاحب رو بفهمن و اطاعت کنن.
📒|• سگ راهنما باید اندازه‌ی مناسبی داشته باشه، و اگرچه هر سگی با اندازه‌ی مناسب می‌تونه سگ راهنما بشه، رایج‌ترین نژادها شپرد، لابرادور و گلدن ریتریور هستند.
📙|• سگ‌های راهنما قهرمان نیستند، فقط سگ‌اند. درسته که بعضی از بهترین سگ‌های تعلیم‌دیده‌اند، ولی فقط سگ‌اند. گاهی اشتباه می‌کنن. وقتی مشغول کار نیستن، مثل حیوان خانگی عادی رفتار می‌کنن. بازی می‌کنن، از مردم می‌خوان نازشون کنن، توی زمین خاکی سوراخ می‌کَنَن و...
📕|• ممکنه لوس، تخس، تنبل یا بازیگوش باشن؛ اما وقتی قلاده‌شون رو بذاری کارشون رو جدی می‌گیرن.

•[📚]• سگ‌های راهنما می‌تونن چی‌کار کنن؟
📘|• بستگی به نیازهای هر فرد داره که چه دستوراتی رو چطور برسونه. موسسه‌ای که سگ‌ رو تربیت کرده هم در این موضوع نقش داره. علاوه بر دستورهای استاندارد مثل بشین (sit) و بمون (stay)، همه‌ی سگ‌های راهنما این دستورها رو بلدن:

[مقاله ترجمه شده، بنابراین واضحه که سگ‌های نابینایان فارسی‌زبان (اگر باشند!) شاید از دستورهای متفاوتی اطاعت کنند.]

● برو جلو. باعث می‌شه سگ مستقیم بره و با یک مانع بایسته.
● چپ / راست. سگ نود درجه می‌پیچه.
توقف.
● بالا بپر. سگ روی چیزی می‌پره، مثل جدول خیابان یا پله یا بالابر.
● جلو و بالا / جلو و پایین. سگ به سمت بالا یا پایین پله‌ها حرکت می‌کنه.
● مشغول شو. دستورِ شاشیدن سگ. سگ تا وقتی قلاده داره بدون دستور کاری نمی‌کنه، پس باید مطمئن شد بدموقع جیشش نمی‌گیره.

📗|• بسیاری از سگ‌های راهنما دستوراتی برای پیدا کردن خروجیِ ساختمان، شخص خاص، صندلی خالی، جدول خیابان و... بلدند. بستگی به نیازها و ترجیح‌های صاحب داره.
📒|• اگه صاحب دستوری بده که باعث خطرشه (مثلاً بخواد از خیابون خطرناک رد بشه)، سگ راهنما هوشمندانه سرپیچی می‌کنه. همچنین ممکنه بدون دستور کاری انجام بده که صاحبش رو از خطر دور کنه.

•[📚]• سگ‌های راهنما چه کارهایی رو انجام نمی‌دن؟
📙|• سگ‌های راهنما جی‌پی‌اس ندارن. شخص نابینا باید مسیر رو بلد باشه و قدم به قدم به سگ بفهمونه ‌کجا بره. وظیفه‌ی سگ اینه که توی مسیری بدون چیزهای غیرمنتظره بره و به مخاطره‌های احتمالی پاسخ بده، نه این‌که به شخص نابینا نشون بده چطور از مبدا به مقصد برسه.
📕|• همچنین سگ‌ها نمی‌تونن علامت‌های چراغ راهنما رو بخونن، چون کوررنگ‌اند. وظیفه‌ی شخص نابیناست که اوضاع رو بسنجه و بفهمه کِی زمان مناسب عبور از خیابونه.
📘|• حتی بهترین سگ راهنما نمی‌تونه ذهن کسی رو بخونه. سگ‌ها نمی‌تونن حدس بزنن صاحبشون ازشون چی می‌خواد. اونا دستورهای زبانی لازم دارن که بدونن چی ازشون انتظار می‌ره. پس نذارید شخصیتتون با سگی که هیچ‌وقت باهاش حرف نمی‌زنه بره این‌ور و اون‌ور، واقع‌گرایانه نیست.

•[📚]• ادامه دارد...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NEGIN
  • موضوع نویسنده
  • #5
•[📚]• چگونه شخصیتی رو بنویسیم که از کراچ (عصای نابینایان) استفاده می‌کنه؟

📘|• افراد نابینا معمولاً از عصایی به رنگ سفید استفاده می‌کنن تا در راه رفتن بهشون کمک کنه. نابیناها به کمک این عصا می‌تونن موانعی که در مسیر وجود داره رو شناسایی کنن و خطر برخورد با موانع رو به حداقل برسونن.
📗|• کراچ‌ها همچنین می‌تونن در تشخیص افت‌و‌خیز مسیر کمک‌کننده باشن، چرا که صدا و حس متفاوتی رو به شخص نابینا منتقل می‌کنن.
📒|• به همین دلیل هست که یه نابینا نمی‌تونه با عصای کراچ در مسیرهای برفی راه بره، چراکه تمومِ نشونه‌های قابل‌لمس توسط کراچ، در زیر لایه‌ای از برف پنهان شده!

📙|• چنین مواردی می‌تونن بسیار پیچیده باشن. این مقاله رو یه شخص کم‌بینا که تجربهٔ استفاده از عصای کراچ رو داره، نوشته.

📕|• به علاوه موارد گفته‌شده، بعضی از نابیناها قادرن که با استفاده از کراچ اندازه محیطی که درش هستن رو شناسایی کنن، مثل یه پارکینگ بزرگ.

📘|• همچنین ضربه زدن با عصای کراچ به زمین و گوش دادن به پژواک اون، می‌تونه به شخص نابینا کمک کنه که پی ببره چقدر به یه ساختمون بزرگ نزدیکه.

📗|• توجه داشته باشین که این ترفند فقط در محیط‌های به‌خصوصی می‌تونه اجرا بشه و همهٔ افراد نابینا قادر به انجامش نیستن.


•[📚]• چگونه تجهیزات کمکی یه شخصیت نابینا رو بنویسیم؟

📒|• فناوری‌ها و دستگاه‌های بسیار متنوعی برای کمک به نابیناها وجود داره تا بتونن به صورت مستقل راه برن.
📙|• مهمه که بدونیم بهتره برای فهمیدن فناوری‌هایی که به سادگی نادیده گرفته می‌شن یا پیش‌پاافتاده به‌نظر میان تحقیق کنیم تا شخصیت بتونه در طول داستان، درحال صحبت کردن درباره استفاده از این ابزار، و یا اصلاً درحال استفاده از این لوازم توصیف بشه.

📕|• اولین و واضح‌ترین موردی که در این حوزه باید به اون توجه کنین، زبان بریل هست که یه زبان نوشتاری مختص اشخاص نابیناست که شخص با لمس برجستگی‌های ایجادشده می‌تونه مطلب نوشته‌شده رو بخونه.
📘|• برای اینکه از خط بریل در داستانتون استفاده کنین نیاز ندارین که این خط رو یاد بگیرین، ولی باید بدونین که بریل معمولاً در چه مکان‌هایی نوشته می‌شه (برای مثال: دکمه‌های آسانسور، علائم سرویس بهداشتی و دستگاه‌های خودپرداز).
📗|• همچنین شما باید با مکان‌هایی آشنا بشین که به طرزی ناامیدکننده از خط بریل استفاده نمی‌کنن، مکان‌هایی که اگه از این خط استفاده می‌کردن، قطعاً زندگی برای نابیناها آسوده‌تر می‌بود.

📒|• یکی از مواردی که افراد نابینا به طور مرتب برای فضاهای مجازی و آنلاین استفاده می‌کنن، صفحه‌خوان یا همون کتابخوان هست. این ابزار، دقیقاً همون چیزی هست که از اسمش معلومه: برنامه‌ای که نوشته‌هایی که روی تصویر موبایل یا لپ‌تاپ ظاهر می‌شه رو می‌خونه و تصاویر موجود رو برای نابینا توصیف می‌کنه.
📙|• تجربه این اپلیکیشن‌ها بسیار ساده‌ست، چرا که می‌تونین همین الان یکی‌شون رو نصب و امتحان کنین.
📕|• شما می‌تونین عبارات دقیقی که این برنامه می‌گه رو بشنوین و به جزئیاتی مثل لحن، کلماتی که اشتباه تلفظ می‌شه و توضیحاتی که درباره ایموجی‌ها داده می‌شه گوش بدین.

📘|• همچنین، اکثر تلفن‌های هوشمند دارای تنظیمات مربوط به دسترسی‌ان (accessibility settings) که استفاده از اون‌ها رو برای افرادی که دارای اختلال بینایی هستن آسون‌تر می‌کنه. این تنظیمات عموماً شامل صفحه‌خوان (همون کتابخوان)، تفسیر حرکات و ژست‌ها، گزینه‌های تبدیل متن به صدا و بالعکس، میانبرهای دسترسی و دستیارهای دیجیتالی مثل سیری و موارد دیگه هستن.
📗|• مثل نکتهٔ بالا که درباره‌ی کتابخوان گفته شد، شما می‌تونین این تنظیمات رو هم امتحان کنین تا تجربه‌ای واقعی از کار با موبایل به عنوان شخصی کم‌بینا یا نابینا کسب کنین.
📒|• با حرف‌هایی که گفته شد، یادگیری تمام تکنولوژی‌های مربوط به قشرهای کم‌بینا و نابینا، تنها زمانی تبدیل به ضرورت می‌شه که داستان شما در یک دنیای مدرن یا آینده‌نگر رخ بده.

•[📚]• ادامه دارد...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NEGIN
  • موضوع نویسنده
  • #6
•[📚]• چطور دیالوگ‌های شخصیت نابینا رو بنویسیم؟

📘|• اگه عادت دارید دیالوگ‌های شخصیت‌های بینا رو بنویسید، شاید چنین جزئیاتی رو لابه‌لای دیالوگ‌ها بنویسید: نوازش موها، نیشخند، ادا درآوردن.
📗|• اما اگه داستان رو از زاویه‌دید شخصیتی نابینا می‌نویسید، نمی‌تونه حرکت‌ها و احساسات مخاطبش رو ببینه و این جمله‌ها باید حذف بشن.
📒|• البته توصیف‌ها و جمله‌های کوتاه لابه‌لای دیالوگ‌ها، برای داستان مهم‌اند‌. اونا لحن شخصیت رو تعیین می‌کنن و دیالوگ‌های طولانی رو به تکه‌های کوچک تقسیم می‌کنن. لازم نیست (و نباید) کامل حذفشون کنید. فقط لازمه بیشتر مراقب باشید که چطور می‌نویسیدشون.
📙|• می‌تونید حرکت‌های خود شخصیت نابینا رو بنویسید؛ لازم نیست بدن خودش رو ببینه که بفهمه داره چی‌کار می‌کنه. اما درمورد بقیه‌ی شخصیت‌ها، بیشتر روی لحن گفتار و صداها و شیوه تلفظشون تمرکز کنید. فقط چیزهایی رو بنویسید که شخصی نابینا می‌تونه متوجهشون بشه.


•[📚]• بایدها و نبایدهای نوشتن شخصیت نابینا:

❌نذارید درمان نابیناییش، گره‌گشاییِ داستان باشه.
✅بذارید به‌عنوان شخصی معلول بتونه خوب و کامیاب زندگی کنه.

❌نذارید برای «دیدن» بقیه‌ی شخصیت‌ها صورت اونا رو لمس کنه. در زندگی واقعی این‌جور نیست، مگر شاید با بچه‌ها.
✅بذارید از بو و شیوه صحبت و صدای دیگران اونا رو تشخیص بده.

❌بهش قدرتی فراطبیعی که نابینا بودنش رو خنثی می‌کنه، ندید.
✅اگه داستانتون ابرقهرمانانه‌ست، ابرقهرمان نابینا بنویسید. بذارید نابیناییش واقعاً ناتوانی‌ای باشه که برای مردم هست، نه کمک‌دست.

❌شخصیت‌های نابینا رو فقط به‌خاطر نابینا بودن قربانی جلوه ندید.
✅بذارید شخصیت‌های نابینا داستان عمیق خودشون رو داشته باشن که همه‌ی دل‌شکستگی‌ها و درد و فقدانی رو داره که هر شخصیت دیگری در داستان می‌تونه تجربه کنه.

❌نذارید کل هویت شخصیت، ناله از نابیناییش باشه.
✅اگه شخصیت به تازگی بیناییش رو از دست داده، سوگواری واقع‌گرایانه‌ش رو بنویسید.

❌ننویسید نتیجه‌ی نابینایی تیزتر شدن بقیه‌ی حواسه. بیشتر نابینا یا کم‌بینایان این طور نیستند.
✅بنویسید که شخصیت نابینا به بقیه‌ی حواسش تکیه می‌کنه تا دنیا رو بشناسه.

❌نذارید شخصیت نابینا کاملاً بی‌مصرف یا آویزان بقیه‌ی شخصیت‌ها باشه.
✅نشون بدید که شخصیت نابینا می‌تونه فردی مستقل باشه.

❌نگهداری بقیه شخصیت‌ها از شخصیت نابینا مثل یک بچه رو عادی جلوه ندید.
✅نشون بدید که دیگران با شخصیت نابینا همراهی می‌کنن، مثلاً به محض ورود اعلام می‌کنن که اومدن یا با سروصدا نشون می‌دن کجان یا چیزهای جالب محیط رو توصیف می‌کنن.

❌اگه تجربه‌ی زیسته ندارید، از روی خودتون فرض نکنید زندگیِ یک فرد نابینا چطوره.
✅تحقیق کنید و درباره مسائل مختلف زندگی نابینایان مثل سگ راهنما، سبک زندگی، عادت‌ها، فناوری‌ها، و کشمکش‌های اونا مطالعه کنید.

•[📚]• نکته‌های پایانی:

📒|• فکر نکنید خواننده‌های نابینا نخواهید داشت. افراد نابینا کتاب می‌خونن (در واقع گوش می‌کنن).
📙|• به احتمال زیاد افراد نابینا داستان شما رو درباره شخصیت نابینا خواهند خوند. شاید دقیقاً به همین دلیل بخوان بخوننش.
📕|• مطمئن بشید که در اثرتون بهشون احترام گذاشتید.

📘|• ادبیات داستانی راه خوبی برای فرار از واقعیته. تمام افراد به حاشیه رانده‌شده لایق‌اند نمایش خودشون در داستان‌ها رو ببینن.
📗|• اگه شخصیت‌ نابیناتون کلیشه‌ی کاریکاتوریه یا فقط به‌خاطر نابینا بودن قربانی‌ایه که ازش سوءاستفاده می‌شه، خوندنش برای شخص نابینا (یا هر فرد همدرد) جالب نخواهد بود‌.
📒|• در واقع دارید احساس ناامنی و پارانویای افرادی رو که می‌خواید نمایش بدید پررنگ می‌کنید و از تجربه‌ی زیسته و ترس‌های اونا برای ایجاد هیجان سطحی سوءاستفاده می‌کنید.
📙|• وقت بذارید و تحقیق کنید. هر قشری رو به درستی نمایش بدید. سعی کنید که بتاریدر نابینا بیابید یا ازشون توصیه بخواید. ممکنه نظرات خوبی برای واقع‌گرایانه‌تر کردن شخصیتتون داشته باشن.
📕|• ممکنه سخت باشه، اما بهتون باور دارم. پیروز باشید!

•[📚]• پایان
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NEGIN
  • موضوع نویسنده
  • #7
1- من شخصی عادی‌ام، فقط نابینام. لازم نیست بلند صحبت کنی یا اگه بچه بودم بهم آدرس بدی. از همراه یا شریک زندگیم نپرس من چی می‌خوام. از خودم بپرس.

2- ممکنه برای راه رفتن از عصای دراز و سفید یا سگ راهنما استفاده کنم. ممکنه هم ازت بخوام بازوت رو بگیرم. بذار خودم تصمیم بگیرم. و لطفا بازوم رو نگیر، اجازه بده من بازوی تو رو بگیرم. من نیم قدم عقب‌تر می‌مونم که به پله و جدول خیابون نخورم.

3- من می‌خوام بدونم کی با من توی اتاقه. وقتی وارد می‌شی صحبت کن. من رو به دیگران حتی بچه‌ها معرفی کن و اگه سگ یا گربه‌ای هست بهم بگو.

4- درِ اتاق یا کابینت یا ماشینی که کمی باز مونده برام خطرناکه.

5- وقتی داریم غذا می‌خوریم من مهارت غذا خوردن سر میز رو دارم.

6- اشکالی نداره از واژه‌هایی مثل «ببین» استفاده کنی. من هم ازش استفاده می‌کنم. همیشه خوشحال می‌شم ببینمت.

7- من دلسوزی نمی‌خوام، درباره‌ی مزایای شگفت‌انگیز نابینایی صحبت نکن. وقتی نابینا شدم حواس بویایی، چشایی، لامسه و شنوایی من قوی‌تر نشدند. من بیشتر بهشون تکیه می‌کنم و برای همین بیشتر از تو از این حواس اطلاعات می‌گیرم، فقط همین.

8- اگه من مهمون خونه‌ات هستم، بهم بگو دستشویی، کمدها، کابینت‌ها، پنجره‌ها و کلیدهای برق کجان. می‌خوام بدونم لامپ‌ها روشن‌اند یا خاموش.

9- اگه بخوای درباره‌ی نابینایی باهات حرف می‌زنم، اما برای من تکراریه. من هم مثل تو علایق گوناگون دارم.

10- درباره‌ی من طوری فکر نکن انگار فقط شخصی نابینام. من یه آدم عادی‌ام که اتفاقا نابینا هم هست.

11- لازم نیست از جمله‌هایی که فکر می‌کنی درست‌اند استفاده کنی. مثل «چالش بینایی» و «موهبت بقیه حواس» و «دیدگان تضعیف‌شده» و... ساده و صادق باش، فقط بگو نابینا.

📚|× در پنجاه ایالت آمریکا قانون لازم دونسته که راننده‌ها وقتی عصای سفیدمون رو می‌بینن سمت راست راه رو باز کنن و کنار برن.
📚|× فقط نابیناها اجازه دارن عصای سفید حمل کنن. امروزه نابیناهای بیشتری می‌بینی که تنهایی راه برن، به خاطر این نیست که تعدادمون بیشتر شده بلکه یاد گرفتیم مسیر خودمون رو پیش بریم.

منبع: پیج اینستاگرام _thought.n.words✨
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NEGIN
  • موضوع نویسنده
  • #8
🔮 ۱: بقیه‌ی حواس قوی‌تر نمی‌شن.
🔮 افراد نابینا روی بقیه‌ی حواس‌شون بیشتر تکیه می‌کنن، وگرنه اون حواس قوی نمی‌شن. ممکنه خودتون هم تجربه کرده باشید که توی یه اتاق تاریک باشید و صداها رو بهتر بشنوید. چون بیشتر به گوش‌هاتون توجه می‌کنید! در صورتی که شخصیت داستان قهرمانی چیزی نیست، قرار نیست مثلا چشایی و بویاییش قوی بشه.

🥏 ۲: افراد مادرزاد نابینا، رنگ‌ها رو نمی‌شناسن.
🥏 اگه شخصیت از بدو تولد نابینا بوده یا در سن کم نابینا شده، رنگ‌ها رو بلد نیست یا به خاطر نمی‌آره. نمی‌شه رنگ رو برای شخصی نابینا توصیف کرد. می‌تونید حس رنگ و این‌که شبیه چی هستند رو توصیف کنید، اما غیرممکنه بهشون بگید رنگ حقیقتا چه‌جوریه.

🍀 ۳: بعضی از افراد نابینا می‌تونن هنوز ببینن.
🍀 البته نه به طوری که ما فکر می‌کنیم. بعضی افراد نابینا می‌تونن تفاوت روشنایی و تاریکی رو تشخیص بدن. می‌فهمن جایی نور هست یا نه. درصد کمی هستن که کلا چیزی نمی‌بینن.
بعضی‌ها هم می‌تونن واقعا کمی ببینن، ممکنه دیدِ تار و مبهم داشته باشن و چیزها رو از هم تشخیص بدن.

⭐️ ۴: بهشون عمق بدید.
⭐️ صرفا روی نابیناییِ شخصیت تمرکز نکنید. اونا تجربه، داستان و زندگی دارن درست مثل هر شخص دیگه‌ای. بهشون چیزی بدید که براش بجنگن، عاشقش بشن یا ازش متنفر. درست مثل بقیه بهشون نقص‌های شخصیتی بدید و بذرید مثل همه احساس داشته باشن. نابیناها می‌تونن بخندن، عشق بورزن، به کسی جذب بشن. به ظاهر جذب نمی‌شن اما به صدا، بو و خیلی ساده «شخصیتِ» بقیه جذب می‌شن.

🩳 ۵: اونا صورتِ بقیه رو لمس نمی‌کنن.
🩳 احتمالا توی فیلمی، سریالی چیزی دیدید که نابینا صورت غریبه‌ها رو لمس می‌کنه. این کار عجیب و غیرواقع‌گرایانه هست. خودتون چه حسی پیدا می‌کنید اگه غریبه‌ای به صورتتون دست بزنه؟
البته این‌جوری هم نیست که نابیناها کلا به چهره‌ی کسی دست نزنن. اما احتمالا کسی رو لمس می‌کنن که بهشون نزدیکه مثلا خانواده و دوستان و آشنایان.

🩸 ۶: نابیناها می‌تونن مستقل باشن.
🩸 اونا آدمای نیازمندی نیستن که یه گوشه بشینن و انتظار داشته باشن بقیه نیازهاشون رو برآورده کنن. این‌که کسی به خودش اهمیت بده آزادیِ بزرگیه، چرا کسی باید بخواد از دستش بده؟
چیزی که باید به خاطر داشته باشیم اینه که نابیناها کارها رو به روش‌های متفاوتی انجام می‌دن. توصیه می‌کنم برای این مورد تحقیق کنید یا با چنین شخصی گفت‌وگو کنید.

منبع: پیج writershelpwriters✨
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NEGIN
  • موضوع نویسنده
  • #9
📚|× شخصی درباره‌ی توصیف رنگ برای شخص نابینا جست‌وجو کرده و به نتایج زیبایی رسیده:

❤️|× قرمز:
🥀|× اونا من رو گذاشتن بیرون که رو به خورشید بایستم. گفتن گرمایی که حس می‌کنم قرمزه. توضیح دادن که قرمز رنگ سوختن، حرارت، شرمساری، یا حتی خشمه.

💙|× آبی:
💧|× دست‌های من رو توی استخر گذاشتن. گفتن حسی که هنگام شنا کردن دارم، اون خنکیِ مطلق، آبیه. آبی حس آرامش می‌ده.

💚|× سبز:
🌿|× برگ‌های نرم و چمن‌های خیس رو نگه داشتم. بهم گفتن سبز حس زندگیه. تا امروز، سبز هنوز رنگ موردعلاقه‌ی منه.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: NEGIN
عقب
بالا