- تاریخ ثبتنام
- 8/9/24
- نوشتهها
- 569
- موضوع نویسنده
- #1
•[
]• مقدمه
|• دیالوگ نقش مهمی توی داستانپردازی و شخصیتپردازی داره؛ پس ممکنه نوشتن درباره شخصیت لال سخت باشه.
|• گاهی، نویسندهها درباره این شخصیتها اشتباهاتی میکنن یا از کلیشههای قدیمیای بهره میبرن که دیگه کسلکنندهان.
|• بههرحال، معنیش این نیست که نمیتونید همچین شخصیتی رو توی داستانتون بذارید! در واقع شخصیتِ لالِ خوب پرداختهشده، میتونه برای خوانندهها بسیار معنیدار باشه.
<قبل از خوندن مقاله این نکته رو در نظر داشته باشید: شاید بهتر باشه توی نوشتههاتون بسته به بافت متن از برابرهای دیگری مثل گنگ، زبانگرفته، بیزبان، بیکلام، ناگویا، خموش، بیحرف و... استفاده کنید.>
•[
]• چرا شخصیت نمیتونه حرف بزنه؟
|• دلایل زیادی داره که شخصیتی نخواد یا نتونه حرف بزنه. توی ادبیات داستانی رایجترین شیوه اینه که نویسنده بگه زبون یارو از حلقومش بیرون کشیده شده. میتونه ایده خوبی باشه، اما تنها راه برای جلب توجه خواننده نیست.
|• کسانی که از زمان تولد توانایی صحبت ندارند، خیلی کم در رسانههای داستانگویی نشون داده شدن.
|• خب حالا چه دلایلی برای لال بودن شخصیت وجود داره؟ اینها چند نمونهست، در ضمن فقط به اینها محدود نیستید:
● ترامای فیزیکی؛ مثل تصادف ماشین، زخم تفنگ، و بله، حتی کنده شدن زبان.
● آسیب مغزی؛ این بهخصوص به لوبهای گیجگاهی و پیشانی آسیب میزنه، و سمت چپ مغز.
میتونه نوعی ترامای فیزیکی هم باشه، اما میتونه نتیجهی اختناق (آسیفکسی)، سکته و بیماریهای دیگه هم باشه. جزئیات زیادی داره.
● اختلال عصبی؛ مثل اوتیسم، ADHD (اختلال کمتوجهی-بیشفعالی)، اختلالهای یادگیری، و بعضی شکلهای صرع (اپیلپسی).
● بیماری روانی؛ مثل شیزوفرنی، افسردگی، اضطراب، و پیتیاسدی.
● ناتوانی فیزیکی، مخصوصاً نوعی که روی مهارتهای حرکتی و تولید گفتار تاثیر بذاره، مثلاً مشکلات ماهیچهای یا تنفسی.
● ناشنوایی؛ بیشتر ناشنوایان میتونن حرف بزنن، اما بسیاری از اونها هم زبان اشاره رو به گفتار شفاهی ترجیح میدن (مخصوصاً کسانی که توی اجتماعهای بزرگ ناشنوایان حضور دارند). این جستار جزئیات زیادی داره که نمیشه فشرده بیانشون کرد، پس به شدت پیشنهاد میشه خودتون تحقیق کنید!
● جادو؛ اگه به ژانر داستانتون میخوره. ممکنه شخصیت لال بشه چون دچار نفرینه یا سوگند جادویی خورده، یا هر عنصر فانتزیِ دیگهای. مثل شخصیت آریل در «پری دریایی کوچک»!
•[
]• برقراری ارتباط
|• وقتی شخصیتی لال رو مینویسید، یادتون باشه که بیشتر مردم همیشه صد درصد لال نیستند. لال بودن هم طیف داره!
|• شخصیت لال میتونه با درآوردن صدا از دهان و گلو یا خود زبان کشمکش داشته باشه. شاید با هردو کشمکش داره. شاید به حسوحال و شرایط دیگه بستگی داره.
|• لال بودن معنیش این نیست که شخصیت هیچ ظرفیتی برای زبان و/یا ارتباط شفاهی نداره.
|• شخصیت لال باید راهی برای برقراری ارتباط با دیگران داشته باشه. اگه نمیتونه صحبت کنه، معنیش این نیست که باید از هر ارتباطی محروم باشه. چند نمونه از باقی شیوههای برقراری ارتباط:
● روشهای ارتباطی مکمل و جایگزین (AAC)
● نوشتن
● زبان اشاره
● ادا، درآوردن صدا، حالتهای چهره
● جادو
همه گزینهها در بخشهای بعدیِ مقاله بیشتر توضیح داده میشن.
بعضی مردم میتونن بیش از یک راه برای برقراری ارتباط غیرشفاهی
•[
]• ادامه دارد...






•[




● ترامای فیزیکی؛ مثل تصادف ماشین، زخم تفنگ، و بله، حتی کنده شدن زبان.
● آسیب مغزی؛ این بهخصوص به لوبهای گیجگاهی و پیشانی آسیب میزنه، و سمت چپ مغز.
میتونه نوعی ترامای فیزیکی هم باشه، اما میتونه نتیجهی اختناق (آسیفکسی)، سکته و بیماریهای دیگه هم باشه. جزئیات زیادی داره.
● اختلال عصبی؛ مثل اوتیسم، ADHD (اختلال کمتوجهی-بیشفعالی)، اختلالهای یادگیری، و بعضی شکلهای صرع (اپیلپسی).
● بیماری روانی؛ مثل شیزوفرنی، افسردگی، اضطراب، و پیتیاسدی.
● ناتوانی فیزیکی، مخصوصاً نوعی که روی مهارتهای حرکتی و تولید گفتار تاثیر بذاره، مثلاً مشکلات ماهیچهای یا تنفسی.
● ناشنوایی؛ بیشتر ناشنوایان میتونن حرف بزنن، اما بسیاری از اونها هم زبان اشاره رو به گفتار شفاهی ترجیح میدن (مخصوصاً کسانی که توی اجتماعهای بزرگ ناشنوایان حضور دارند). این جستار جزئیات زیادی داره که نمیشه فشرده بیانشون کرد، پس به شدت پیشنهاد میشه خودتون تحقیق کنید!
● جادو؛ اگه به ژانر داستانتون میخوره. ممکنه شخصیت لال بشه چون دچار نفرینه یا سوگند جادویی خورده، یا هر عنصر فانتزیِ دیگهای. مثل شخصیت آریل در «پری دریایی کوچک»!
•[





● روشهای ارتباطی مکمل و جایگزین (AAC)
● نوشتن
● زبان اشاره
● ادا، درآوردن صدا، حالتهای چهره
● جادو


•[
