نهتنها ما در حال حاضر قادر به توضیح منشأ کیهان نیستیم، بلکه مشخص نیست که اصلاً در آینده به چنین توضیحی دست پیدا کنیم. هوسنفلدر در این کتاب بینظیر و ژرف از نگاه فیزیک به بزرگترین پرسشهای بشر پاسخ میدهد.
فیزیک اگزیستانسیال: پاسخهای یک دانشمند به بزرگترین پرسشهای زندگی
نام اصلی: Existential Physics: A Scientist’s Guide to Life’s Biggest Questions
نوشته: زابینه هوسنفلدر
ترجمه: عهدیه عبادی
ناشر: سایلاو
موضوع: فیزیک، فلسفه
سال انتشار: ۱۴۰۲
تعداد صفحه: ۲۷۲
این مفهوم که جهانهای بسیاری درون ذرات وجود دارند و یا ایده خودآگاه بودن جهان هستی درست مثل این ایده که جهان ما یک شبیهسازی کامپیوتری است را هنوز نمیتوان با علم اثبات کرد. از سوی دیگر، نظریه خودآگاه بودن جهان را نیز نمیتوان بهطور کامل کنار گذاشت.
نویسنده در این کتاب به این پرسشها میپردازد: آیا گذشته هنوز وجود دارد؟ آیا جهان هستی برای ما ساخته شده است؟ آیا جهان هستی فکر میکند؟ آیا فیزیک، اراده آزاد را رد کرده است؟ آیا ما فقط کیسهای از اتم هستیم؟ آیا نسخههای کپی از ما وجود دارد؟ و… فیزیک اگزیستانسیال به به انواع پرسشهایی که علم امروز میتواند و نمیتواند به آنها پاسخ دهد، میپردازد.
هوسنفلدر در فصلی از کتاب با عنوان «آیا گذشته هنوز وجود دارد؟»، به مسئله زمان از دیدگاه فیزیک می پردازد و توضیح می دهد که «بر اساس قوانین نهادینهشدهی کنونی طبیعت، آینده، حال و گذشته همه به یک شکل وجود دارند. دلیل آن این است که، صرفنظر از اینکه منظور دقیق از وجود داشتن چیست، هیچ چیزی در این قوانین وجود ندارد که یک لحظه از زمان را از لحظهای دیگر متمایز کند. بنابراین، گذشته دقیقاً مانند زمان حال وجود دارد.» هوسنفلدر هم چنین به کلی تصور ما از اکنون را دگرگون میکند:
«فیزیکدانها این پیامد گیجکنندهی نسبیت خاص را جهان بلوکی نامیدهاند. در این جهان بلوکی، آینده، حال و گذشته بهطور یکسان وجود دارند. فقط موضوع این است که ما آنها را یکسان تجربه نمیکنیم. و اگر همه زمانها بهطور یکسان وجود دارند، پس گذشته همه ما- و پدربزرگها و مادربزرگهایمان- به همان شکلی زنده است که ما در زمان حال هستیم. همه آنها در فضا-زمان چهاربعدی ما وجود دارند، همیشه بودهاند و همیشه نیز خواهند بود. خلاصه اینکه به قول جان لوید کمدین بریتانیایی، «زمان کمی شبیه یک منظره است، اینکه شما در نیویورک نیستید به این معنا نیست که آنجا وجود ندارد».
تمایز بین دیدگاه های علمی و دیدگاههای فاقد علم
این شاید مهمترین دستاورد هوسنفلدر در این کتاب باشد. او بین دیدگاه های علمی و فاقد علم تمایز ایجاد می کند. دیدگاه های فاقد علم دیدگاه هایی هستند که در حال حاضر توضیح علمی برای آن ها نداریم و این به معنای درست بودن یا درست نبودنشان نیست. « یکی از این باورها منشأ جهان ماست که نهتنها در حال حاضر نمیتوانیم آن را توضیح دهیم، بلکه اینکه اصلاً روزی بتوانیم آن را توضیح دهیم مورد تردید است.»
باید تأکید کنم که این به معنای آن نیست که جهانهایِ موازیِ مربوط به ایده جهانهای چندگانه واقعی نیستند بلکه به این معناست که هر ادعایی در مورد واقعیت آنها، بیعلم است. شما میتوانید آن را باور کنید یا نکنید اما علم در مورد درست یا نادرست بودنش چیزی نمیگوید- نمیتواند چیزی بگوید. برعکس، این معنا را نیز دارد که ایدهی وجودِ بینهایت نسخه از شما در جایی، با چیزهایی که ما میدانیم در تضاد نیست. به عبارتی، نوعی نظام اعتقادی سازگار با علم است.
فهرست مطالب:
فصل اول: آیا گذشته هنوز وجود دارد؟
فصل دوم: جهان هستی چگونه آغاز شد؟ چگونه به پایان خواهد رسید؟
آیا ریاضیات همهی آن چیزی است که وجود دارد؟
فصل سوم: چرا هیچ وقت کسی جوانتر نمیشود؟
فصل چهارم: آیا شما فقط کیسهای از اتم هستید؟
آیا دانش پیشبینی پذیر است؟
فصل پنجم: آیا نسخههای کپی از ما وجود دارد؟
فصل ششم: آیا فیزیک، اراده آزاد را رد کرده است؟
آیا خودآگاهی محاسبهپذیر است؟
فصل هفتم: آیا جهان هستی برای ما ساخته شد؟
فصل هشتم: آیا جهان هستی فکر میکند؟
آیا ما میتوانیم یک جهان خلق کنیم؟
فصل نهم: آیا انسانها پیشبینی پذیر هستند؟