انجمن ناولز

✦ اینجا جایی است که واژه‌ها سرنوشت می‌سازند و خیال، مرزهای واقعیت را درهم می‌شکند! ✦ اگر داستانی در سینه داری که بی‌تاب نوشتن است، انجمن رمان‌نویسی ناولز بستری برای جاری شدن قلمت خواهد بود. بی‌هیچ مرزی بنویس، خلق کن و جادوی کلمات را به نمایش بگذار! .

ثبت‌نام!

چگونه شخصیت جدید را معرفی نکنیم؟

TELMATELMA is verified member.

سرلشگر
کادر مدیریت
سرلشگر
نویسنده افتخاری
تاریخ ثبت‌نام
8/9/24
نوشته‌ها
569
  • موضوع نویسنده
  • #1
#کارگاه_رمان_نویسی

🐚🌊|°• چگونه شخصیت جدید را معرفی نکنیم؟

🐙🌸› پس پیشینه خود را برش دهید.

داستان پس زمینه به سادگی همان چیزی است که قبل از داستان اتفاق افتاده است. نویسندگان اغلب از پس زمینه استفاده می‌کنند تا شما را با شخصیت‌های جدید آشنا کنند. شما می‌توانید بدانید که آنها کجا زندگی می‌کنند، چه کار می‌کنند و عادات آنها چیست.

داستان پس زمینه مانند یک قرار قهوه با شخصیت شما است. با این حال، پس‌زمینه داستان را به جلو نمی‌برد. هیچ تعارضی ندارد اساساً داستان پس زمینه کسل کننده است.
در اینجا سه دلیل وجود دارد که چرا باید حضور شخصیتی را در داستان خود را کوتاه کنید.

یک••☀️ رمز و راز می‌افزاید.

در اینجا نمونه‌ای از نحوه معرفی شخصیت‌های مارکوس «چه کاری انجام داده‌اید» آورده شده است. توجه کنید که او چگونه آندریا را معرفی می‌کند:

🌻⛅️› مادر [پل]، خدا را شکر، هرگز او یا بدن او را که بیش از حد تغذیه شده بود، نمی‌دید. حتی آندره در خانه، مجبور شد اعتراف کند که پل به خودی خود کاملاً خوش تیپ نیست، اگرچه وقتی او محبت آمیز بود به او گفت که جدی به نظر می‌رسد. او می‌گفت که او چهره‌ای منصف داشت.

سوال: آیا فکر می کنید آندریا برای پل و به طور بالقوه برای طرح داستان مهم است؟
به نظر می‌رسد، درست است؟ به نظر می‌رسد آندریا دوست دختر یا معشوقه یا همسر او است؛ اما تنها چیزی که به دست می‌آوریم سرنخ‌ها، نکاتی مانند «در خانه» یا «زمانی که او محبت آمیز بود» است.

🫀📕› حقیقت این است که آندریا همسر پل است، اما ما این را تا دو صفحه بیشتر متوجه نمی‌شویم، وقتی او تماس می‌گیرد تا او را بررسی کند. از آنجایی که ما نمی‌دانیم، تبدیل به یک راز می‌شود. ما را وادار می‌کند که بخوانیم تا بفهمیم این شخص آندریا کیست.
 
  • موضوع نویسنده
  • #2
#کارگاه_رمان_نویسی

دو••☀️ به وقت و هوش خواننده احترام می‌گذارد.

من یک بار یک رمان معمایی ژانری خواندم که در آن پنجاه صفحه اول داستان پس زمینه بود. خواندن را ترک کردم اصلاً برایم مهم نبود که آپارتمان قهرمان داستان چه شکلی است یا با همسایگانش درباره چه چیزی صحبت می‌کند.
احساس کردم نویسنده وقت من را تلف کرده است.

🌍📘› مارکوس به جای اینکه آن را برای ما املا کند، ما را وارد داستان می‌کند. او ما را به دنیایی که خود ساخته معرفی نمی‌کند. او به ما نمی‌گوید که غذای مورد علاقه همه چیست یا در یک شنبه شب چه کاری را دوست دارند انجام دهند. او به ما اجازه می‌دهد خودمان آن را بفهمیم.

شما باید تضاد داشته باشید، و اگر داستان شما تضاد ندارد، توجه ارزشمند خواننده خود را حفظ کنید و آن را کنار بگذارید.

سه••☀️ شما فقط به آن نیاز ندارید.

برخی از نویسندگان فکر می‌کنند تا زمانی که شخصیتی را از نزدیک نشناسید نمی‌توانید با او همدردی کنید. با این حال، نویسندگان داستان کوتاه مانند «بن مارکوس» ثابت کرده‌اند که داستان پس زمینه غیر ضروری است.

در نهایت، این تفاوت بین نشان دادن و گفتن است و پیشینه گویاست. درعوض، شخصیت‌ها را با نشان دادن کارهایی که انجام می‌دهند، معرفی کنید.

⟨تمرین🪔
وانمود کنید که در حین خرید از فروشگاه مواد غذایی، پنج فرد مختلف را می‌بینید که می‌شناسید. دو نفر دوست هستند، دو نفر از همکاران سابق و یکی دشمن اصلی شماست.

👤جو بانتینگ
 
عقب
بالا