- تاریخ ثبتنام
- 8/9/24
- نوشتهها
- 569
- موضوع نویسنده
- #1
چطور خواننده رو از مرگ یه شخصیت غمگین کنیم؟
|• ارتباطات عمیق
|• بذارید خواننده عمیقاً و از ته قلب با شخصیتها ارتباط بگیره. گذشتهش، خصوصیاتش و ارتباطاتش رو طوری بسازید که خواننده بهش اهمیت بده.
|• مثال: مهربونیها، رویاها و رابطهی معنیدارش با یه شخصیت دیگه رو نشون بدید.
|• تاثیر
|• تاثیر احساسیای رو که شخصیت روی بقیهی شخصیتها میذاره، نشون بدید.
|• مثال: دوست صمیمی شخصیتتون از درون فروپاشی میکنه و به گردنبندی چنگ میزنه و محکم نگهش میداره که شخصیت بهش هدیه داده.
|• رویاهای نرسیده
|• نشون بدید چه رویاهایی داشت و بهشون نرسید و چه پتانسیلهایی داشت که ازشون استفاده نشد. اینطور مرگ غمانگیزتر میشه.
|• مثال: فقط یهکم مونده بود تا به رویای نونوایی باز کردن برسه. برنامهها و طرحهاش هنوز روی میزش پراکنده بودن.
|• زمانبندی
|• لحظهای برای مرگ انتخاب کنید که غیرمنتظرهست و تاثیرش از همیشه بیشتره.
|• مثال: فقط یک ذره قبل از اینکه نجات پیدا کنه، مُرد.
|• حرفهای آخر
|• بذارید حرفهای آخرش حزنآور باشه.
|• مثال: آخرین حرفش، آخرین زمزمهش این بود که «به خانوادهام بگین دوستشون دارم.»
|• نمادها
|• با نمادها مرگ رو عاطفیتر کنید.
|• مثال: باغچهای که اونقدر با دلسوزی مراقبش بود، کمکم پژمرده شد.
|• کشمکشِ حلنشده
|• کشمکشهای حلنشده میتونن اندوه و پشیمانی بیشتری به بار بیارن.
|• مثال: اون هیچوقت با برادرش آشتی نکرد و حالا دیگه دیر بود.




















