- تاریخ ثبتنام
- 8/9/24
- نوشتهها
- 569
- موضوع نویسنده
- #1

نمیدانم شما هم تجربه کردهاید یا نه ولی برای من زیاد پیش آمده که مدتی بعد از نوشتن و انتشار یک متن، وقتی آن را مطالعه کردهام، احساس خوبی بهم دست نداده و آن متن اصلاً برایم دوستداشتنی نبوده است.
این احساس علاوه بر نویسندگان تازهکار و مبتدی در میان برخی نویسندگان حرفهای هم وجود دارد.
نویسندگان مختلفی بعد از چاپ اول کتابشان، با وجود استقبال زیاد مخاطبان از چاپهای بعدی آن صرفاً به این دلیل که آن را دوست نداشتهاند و متن یا محتوای کتاب خوشایندشان نبوده، ممانعت کردهاند.
این مشکل در میان افراد علاقهمند به نوشتن و افرادی که بهتازگی شروع به نوشتن کردهاند بیشتر پیش میآید.
به نظر من عوامل مختلفی میتوانند باعث این مشکل شوند. ازجمله مواردی که به نظرم مهمتر و تأثیرگذارتر هستند، در ادامه توضیح میدهم:

مهمترین دلیل این اتفاق میتواند کمالگرایی باشد.
منظور از کمالگرایی، انتظار نوشتن متنهایی بینقص و در حد نویسندگان معروف و حرفهای از خودمان است.
یکی از عادتهای مهم نویسندگان، مطالعه منظم و روزانه آثار شاعران و بزرگان عرصه نویسندگی است.
وقتی که فرد بعد از مطالعه این آثار به نوشتههای خود مراجعه میکند، ازنظر کیفی فاصله زیادی میان آثار خود و این بزرگان احساس میکند.
برخی افراد مدام به مقایسه آثار و نوشتههای خودشان با آثار بزرگان و نویسندگان موردعلاقهشان میپردازند و این کار باعث میشود که هیچوقت از نوشتههای خود رضایت کافی نداشته باشند.
ازآنجاییکه هر نویسندهای صدا و سبک نوشتاری خاص خودش را دارد، شاید هیچوقت نتوانیم مانند نویسنده موردعلاقهمان بنویسیم و درنتیجه نوشتهمان رضایت خودمان را هم جلب نکند.
قبلاً یادداشتی با عنوان «تیغ دو لبه تقلید از آثار بزرگان» در این مورد نوشتهام .

دلیل احتمالی دیگر نداشتن حس خوب نسبت به نوشتههای خود و عدم علاقه به مطالعه مجدد آنها مرتبط با مدل ذهنی متغیر هر فرد است.
همانطور که اشاره کردم یک نویسنده مدام در حال مطالعه و آموختن است. این موضوع باعث میشود افکار و اندیشههای او بهصورت مداوم تغییر کرده، گستردهتر و کاملتر شوند و درک و تسلط بیشتری نسبت به موضوعات مختلف پیدا کند.
از همین رو وقتیکه به نوشتههای قبلی خود که با مدل ذهنی و افکار قدیمیاش نوشته شده، بازمیگردد و مجدداً مطالعه میکند، حس خوبی پیدا نمیکند و علاقهای در خود نسبت به آنها نمییابد ولی با این وجود همچنان مخاطبانی هستند که آن نوشتهها را دوست دارند و آنها را مطالعه میکنند.

موضوع دیگری که باعث میشود یک نویسنده، علاقهای به نوشتههای خود نداشته باشد، فاصله میان ذهنیات و نوشتههای اوست.
وقتیکه ما تصمیم میگیریم تفکراتمان را بر روی کاغذ بیاوریم، آنطور که باید نمیتوانیم حق مطلب را ادا کنیم و گاهی اوقات فاصله زیادی بین آنچه در ذهن داریم با آن چیزی که بر روی کاغذ آوردهایم، وجود دارد.
این مشکل بسیاری اوقات ناشی از مهارت پایین فرد در نویسندگی، محدود بودن دایره واژگانی و عدم تسلط کافی به مهارتهای ادبی و زبانی است.
برای حل این مشکل هم راهی جز مطالعه و نوشتن زیاد وجود ندارد.

با توجه به موارد گفتهشده میتوان نتیجه گرفت که عدم علاقه به نوشتهها و نداشتن حس خوب نسبت به آثار شخصی شاید همیشه و تا ابد همراهمان باشد.
این موضوع نباید باعث دلسردی و یا ناامیدی ما از نوشتن و انتشار نوشتههایمان شود.
مهمترین و مؤثرترین کاری که در جهت حل این مشکل و یا کمرنگ کردن آن میتوان انجام داد، نوشتن و مطالعه زیاد است.
باید تا میتوانیم بنویسیم و از مطالعه آثار بزرگان غافل نشویم که آموختن از آنها را نهایتی نیست.
✍حسین قربانی