- تاریخ ثبتنام
- 8/9/24
- نوشتهها
- 569
- موضوع نویسنده
- #1
•[
]• مخپیچ (Mind Screw) چیست؟
|• مخپیچ اساساً به چیزی گفته میشود که بهشدت روی نمادگرایی و سورئالیسم/ابسوردیسم تکیه دارد و یا اینقدر در ارائهی مفهوم و منظور خود ناموفق است که اولین واکنش مخاطب بعد از تجربهی آن بیان این جمله است: «این دیگه چی بود؟!»
|• این آثار از مخاطب خود انتظار دارند تا خودشان راجع به محتوا و منظور آن نظریه ارائه دهند؛ نظریههایی که بعضی مواقع از خود اثر عجیبتر از آب در درمیآیند. بهطور کلی نباید از یک مخپیچ انتظار داشت که از قوانین عقل و منطق پیروی کند و یا کاملاً قابلفهم باشد.
•[
]• تعدادی از خصوصیات یک مخپیچ:
– عجیب بهنظر رسیدن بهخاطر استفاده از نمادگرایی یا سورئالیسم.
– استفادهی شدید از نمادگرایی، بدون اینکه راجع به آن توضیحی ارائه شود.
– وقوع اتفاقاتی که ربط آنها به یکدیگر یا داستان اصلی معلوم نیست.
– باز نشدن گرههای داستانی یا عدم فاشسازی نکات مهم آن.
– وقوع اتفاقات بدون دلیل موجه (یا اصلاً بدون دلیل)، حتی در بستر اصلی داستان (بهخصوص در بستر اصلی داستان).
– مبهم بودن تعدادی از بخشهای روند پیشرفت داستان.
– تداخل رویا و واقعیت.
– عدم ترتیب زمانی بین سلسله وقایع داستان.
– نمایش سکانسهایی تصادفی و بیربط که در روند داستان اختلال ایجاد میکنند.
– خروج موقت از بُعد زمان یا مکان.
– مبهم بودن فاشسازی نکتهای مهم یا تناقض آن با دیگر بخشهای داستان.
– عدم وجود پایان.
– ارائهی تدریجی و بدون انسجام نکات مهم و ساختار پازلمانند داستان.
•[
]• درباره مخپیچها:
|• حین این که طرفدارها سعی میکنند نمادگراییها را رمزگشایی و نماد موردنظر را پیدا کنند، بسیاری از مخپیچها پا را فراتر گذاشته و با قسمتهای بیمعنی و بیربط مخاطب را گیجتر از قبل میکنند.
|• بحث پیرامون اینکه کدام قسمتها از لحاظ داستانی مهم هستند، یکی از بحثهای رایج مربوط به این گونه آثار داستانی است.
|• انتظار نداشته باشید خود خالق اثر در این زمینه مفید واقع شود. اکثر نویسندهها از توضیح دادن یا پاسخ به سوالات راجع به مخپیچشان سر باز میزنند و حتی ممکن است چیزهایی بگویند که کاملاً برخلاف انتظارات و توقعات طرفداران اثر مربوطه باشد.
☠|• داستاننویسهای معاصر ژاپن و کرهی جنوبی اساساً نان شبشان را با این عنصر داستانی به دست میآورند؛ بهخصوص در ژانر وحشت و درام روانشناسانه.
|• بهطورکلی مخاطبان آسیایی (آسیای شرقی) نیز کلاً به این گونه عجایب و ابهامات علاقهی زیادی دارند. بیدلیل نیست که دیوید لینچ (سازندهی مخپیچ ترین آثار سینمایی) بهشدت در ژاپن پرطرفدار است.
•[
]• نمونههایی از مخپیچهای معروف:
در عرصهی ادبیات: مسخ (فرانتس کافکا)، بوف کور (صادق هدایت)، صد سال تنهایی (گابریل گارسیا مارکز)، اکثر آثار ساموئل بکت، بسیاری از آثار فیلیپ ک.دیک و بهعنوان مثالهایی سادهتر، آلیس در سرزمین عجایب (لوییس کارول) و بخشهایی (مثل گفتوگوی هری و دامبلدور در ایستگاه کینگ کراس) از سری هری پاتر (جی.کی. رولینگ).
🎞 در عرصهی سینما: Eraserhead، Lost Highway، Mulholland Drive، Inland Empire (همگی ساختهی دیوید لینچ)، A Space Odyssey : 2001 ، Donnie Darko، سری ماتریکس.
در عرصهی تلویزیون: ، Lost، Fringe، Monty Python’s Flying Circus .
در عرصهی بازیها: Assassin’s Creed (ایدهی کلی پشت آنیموس و پایان هر یک از قسمتهای سری)، Legacy of Kain، Bioshock
Metal Gear Solid 2: Sons of Destiny ،
اکثر آثار هنری پستمدرن.
منبع: فربد آذسن / TvTropes



•[

– عجیب بهنظر رسیدن بهخاطر استفاده از نمادگرایی یا سورئالیسم.
– استفادهی شدید از نمادگرایی، بدون اینکه راجع به آن توضیحی ارائه شود.
– وقوع اتفاقاتی که ربط آنها به یکدیگر یا داستان اصلی معلوم نیست.
– باز نشدن گرههای داستانی یا عدم فاشسازی نکات مهم آن.
– وقوع اتفاقات بدون دلیل موجه (یا اصلاً بدون دلیل)، حتی در بستر اصلی داستان (بهخصوص در بستر اصلی داستان).
– مبهم بودن تعدادی از بخشهای روند پیشرفت داستان.
– تداخل رویا و واقعیت.
– عدم ترتیب زمانی بین سلسله وقایع داستان.
– نمایش سکانسهایی تصادفی و بیربط که در روند داستان اختلال ایجاد میکنند.
– خروج موقت از بُعد زمان یا مکان.
– مبهم بودن فاشسازی نکتهای مهم یا تناقض آن با دیگر بخشهای داستان.
– عدم وجود پایان.
– ارائهی تدریجی و بدون انسجام نکات مهم و ساختار پازلمانند داستان.
•[




☠|• داستاننویسهای معاصر ژاپن و کرهی جنوبی اساساً نان شبشان را با این عنصر داستانی به دست میآورند؛ بهخصوص در ژانر وحشت و درام روانشناسانه.

•[


🎞 در عرصهی سینما: Eraserhead، Lost Highway، Mulholland Drive، Inland Empire (همگی ساختهی دیوید لینچ)، A Space Odyssey : 2001 ، Donnie Darko، سری ماتریکس.


Metal Gear Solid 2: Sons of Destiny ،

منبع: فربد آذسن / TvTropes