- تاریخ ثبتنام
- 8/9/24
- نوشتهها
- 569
- موضوع نویسنده
- #1
•[
]• رئالیسم جادویی (Magic Realism) چیست؟
|• بهطور خلاصه، رئالیسم جادویی داستانی است که در محیطی ساده اتفاق میافتد (یعنی کلونیهای فضایی یا شهرهای باستانی حساب نمیشوند) و شامل یک سری عناصر غیرمادی و فراطبیعی (روح، شبح، فرشته و …) است که به آنها به چشم چیزهایی عادی نگاه میشود و به همین دلیل کسی دلیل وجود یا وقوعشان را توضیح نمیدهد.
|• رئالیسم جادویی، علمی-تخیلی یا فانتزی شهری نیست، ولی با این حال… اتفاقاتی رخ میدهد؛ اتفاقات عجیبی مثل تبدیل شدن یک مرد به حشره، ظاهر شدن روح راهنما یا ملاقات با تاریخدانی که خودش اتفاقات تاریخی را که راجع بهشان حرف میزند، تجربه کرده است.
|• برخی از ویژگیهای برجسته این سبک:
● از زاویهدید سوم شخص و شیوهی روایی دانای کل استفاده میشود.
● جادویی که روی واقعیت اثر میگذارد، یا همزمان از چند منبع مختلف مثل خدا، ارواح، جادوی سیاه نشات میگیرد، یا مثل آب و هوا اصلاً منشاء خاصی ندارد.
● رئالیسم جادویی و سورئالیسم تا حد زیادی به هم مربوط هستند.
● رئالیسم جادویی اغلب عمداً گنگ است و (مثلاً در «مسخ» کافکا) بهزحمت میتوان تشخیص داد آیا شخصیت اصلی واقعاً در حال تجربهی این اتفاق جادویی هست یا در حال دیوانه شدن است. با وجود این، در اینکه محیط داستان یک محیط واقعی نسبتاً معمولی است، شکی نیست.
|• بعضی افراد به غلط از عبارت رئالیسم جادویی استفاده میکنند تا اثری را که دوست دارند در زمرهی داستانهای ادبی قرار دهند و به آثار ژانری مثل فانتزی یا علمیتخیلی برتری دهند.
درباره گونههای مختلف داستان (Fiction) و تمایزی که بین آثار ژانری و ادبی قائل میشود، این پست را بخوانید.
|• دلیل پذیرفته شدن رئالیسم جادویی بین آثار ادبی، فعالیت چند تن از بزرگترین نویسندگان آمریکای جنوبی در قرن بیستم است که بیشتر آثارشان را در این سبک تالیف کرده بودند. جامعهی ادبی خارج از آمریکای جنوبی این ناحیه را با رئالیسم جادوییاش میشناسد.
|• برای درک بهتر این مثال را در نظر بگیرید: خونآشامها در نیویورک وجود دارند.
🖇 اگر هویت این خونآشامها فاش شود و شخصیت اصلی زمان زیادی را با آنها سپری کند؛ مثلاً سعی کند خونآشامهای پلید را از بین ببرد، با یکی از آنها رابطهی عاشقانه برقرار کند و… با فانتزی شهری طرفیم.
🖇 اگر همکار یک پلیس نیویورکی بسیار رنگپریده باشد، بسیار قدرتمند باشد، معمولاً رفتار عجیبی از خود نشان دهد و اگر هم کمی دقت کنیم، متوجه شویم که روزها سروکلهاش پیدا نمیشود، ولی داستان راجع به یک عملیات پلیسی عادی یا روابط ماموران با هم باشد، با رئالیسم جادویی طرفیم.
🖇 اگر این خونآشام در خیابان راه برود و بچههای خوشحال به او سلام کنند و بگویند: «روز خوبی داشته باشید آقای خونآشام!» و او هم در ملاءعام از یک بطری خون بخورد، با فانتزی پیشپا افتاده طرفیم. فانتزی پیشپا افتاده یکی از دگرگونیهای فانتزی بیآلایش است که در آن با موجودات و عوامل جادویی طوری برخورد میشود که گویی کاملاً عادی هستند.




● از زاویهدید سوم شخص و شیوهی روایی دانای کل استفاده میشود.
● جادویی که روی واقعیت اثر میگذارد، یا همزمان از چند منبع مختلف مثل خدا، ارواح، جادوی سیاه نشات میگیرد، یا مثل آب و هوا اصلاً منشاء خاصی ندارد.
● رئالیسم جادویی و سورئالیسم تا حد زیادی به هم مربوط هستند.
● رئالیسم جادویی اغلب عمداً گنگ است و (مثلاً در «مسخ» کافکا) بهزحمت میتوان تشخیص داد آیا شخصیت اصلی واقعاً در حال تجربهی این اتفاق جادویی هست یا در حال دیوانه شدن است. با وجود این، در اینکه محیط داستان یک محیط واقعی نسبتاً معمولی است، شکی نیست.




🖇 اگر هویت این خونآشامها فاش شود و شخصیت اصلی زمان زیادی را با آنها سپری کند؛ مثلاً سعی کند خونآشامهای پلید را از بین ببرد، با یکی از آنها رابطهی عاشقانه برقرار کند و… با فانتزی شهری طرفیم.
🖇 اگر همکار یک پلیس نیویورکی بسیار رنگپریده باشد، بسیار قدرتمند باشد، معمولاً رفتار عجیبی از خود نشان دهد و اگر هم کمی دقت کنیم، متوجه شویم که روزها سروکلهاش پیدا نمیشود، ولی داستان راجع به یک عملیات پلیسی عادی یا روابط ماموران با هم باشد، با رئالیسم جادویی طرفیم.
🖇 اگر این خونآشام در خیابان راه برود و بچههای خوشحال به او سلام کنند و بگویند: «روز خوبی داشته باشید آقای خونآشام!» و او هم در ملاءعام از یک بطری خون بخورد، با فانتزی پیشپا افتاده طرفیم. فانتزی پیشپا افتاده یکی از دگرگونیهای فانتزی بیآلایش است که در آن با موجودات و عوامل جادویی طوری برخورد میشود که گویی کاملاً عادی هستند.