- تاریخ ثبتنام
- 8/9/24
- نوشتهها
- 570
- موضوع نویسنده
- #1

۱. آغاز
۲. میانه
۳. پایان
🖌|• آغاز داستان بنای آن را مینهد، قهرمان داستان را در دنیای عادیاش به تصویر میکشد و توصیف میکند چگونه و چرا برای رسیدن به هدف داستان تصمیم میگیرد.
🖍|• میانه داستان طولانیترین بخش آن است که دربرگیرنده مجموعه ای از کنش ها و واکنشهای قهرمان داستان است که میزان پیشرفت و موانع راه او را در دنبال کردن هدف داستان نشان میدهد.
🖋|• پایان نشان میدهد که چگونه داستان به نتیجه میرسد.
مشخص کنید که در آغاز و پایان داستانتان، قهرمانتان کجاست. سپس در چندین جمله نشان دهید که برای قهرمانتان در آغاز میانه و پایان داستان چه اتفاقی میافتد.
ساختار اولیه
حال ساختار اولیه داستانتان را بنویسید. ساختار حدوداً میتواند با استفاده از هدف داستان و شش بخش کلی جریان داستان توصیف شود:
● مقدمه
● هدف میانجی
● دریچه
● سفر
● فرود
● گرهگشایی
مقدمه: دنیای معمول قهرمان را به همراه بروز تغییری در آن توصیف میکند.
هدف میانجی: هدفی که قهرمان داستان را به انجام عملی سوق میدهد.
دریچه یا نقطه شروع: قهرمان داستان سفری را برای دستیابی به هدف آغاز میکند.
هدف داستان: هدفی کلی که قهرمان میخواهد در آخر داستان به آن دست پیدا کند.
سفر: بخش طولانی میانه داستان
فرود: ورق بر میگردد و داستان به قسمت گرهگشایی و حل مسئله میرسد.
گشایش: پایان داستان.
در اینجا چند مثال میزنیم.

مقدمه: دورتی دختری روستایی از ایالت کانزاس است که خانم گالچ سگش را از او میگیرد.
هدف میانجی: دورتی میخواهد جادوگر شهر از را در سرزمین زمرد متقاعد کند که او را به خانه بازگرداند.
سفر: دورتی دوستانی را ملاقات میکند و آنها برای رسیدن به شهر زمرد ماجراها و مشکلات زیادی تجربه میکنند.
تکانش: دورتی برای اینکه جاروی جادوگر بدجنس را بگیرد و نزد ساحره ببرد او را میکشد با این کار ساحره به او کمک خواهد که به خانه باز گردد.
گرهگشایی: دورتی میفهمد که جادوگر یک شیاد است اما از کفشهای یاقوتی که او به پا داشت برای رسیدن به خانه استفاده میکند.

مقدمه: فردو در شایر زندگی میکند تا اینکه عمویش بیبلو به او یک حلقه میدهد و میخواهد حلقه را مخفی نگه دارد.
هدف داستان: گندالف به فردو میگوید که حلقه باید در کوههای نابودی از بین برود.
دریچه: فردو به همراه سم شایر را ترک میکند
سفر: فردو به همراه سم دوستانی را ملاقات میکنند و گروهی را به نام یاران حلقه میسازند. برای رسیدن به کوه نابودی ماجراهای زیادی پشت سر میگذارند.
تکانش: اورکها بر گروهشان حمله میکنند و فردو و سم از یکدیگر
جدا میشوند.
گرهگشایی: داستان در دو کتاب بعدی ادامه پیدا میکند اما این دفعه فردو و سم به تنهایی راهشان را ادامه میدهند. فردو میفهمد که تنها او میتواند حلقه را آن قدر نگه دارد تا نابودش کند.

مقدمه: مونت و کپیولت با یکدیگر در جنگند. رمئو عاشق رزالین است. اگرچه آنها از خانواده مونتیگو هستند، ولی او و معشوقهاش تصمیم میگیرند در جشن کپیولتها شرکت کنند.
هدف میانجی: رمئو میخواهد در جشن کپیولت با رزالین دیداری تازه کند.
دریچه: رمئو و ژولیت یکدیگر را در مهمانی میبینند و عاشق میشوند و پس از آن میفهمند که خانوادههایشان با یکدیگر دشمن خونیاند.
هدف داستان: رمئو و ژولیت میخواهند با عشق در کنار هم زندگی کنند.
سفر: رمئو و ژولیت دوستانی را ملاقات میکنند و برای در کنار بودن ماجراها و مصائبی را تحمل میکنند.
تکانش: ژولیت زهری میخورد که او را به ظاهر مرده نشان دهد.
گرهگشایی: نامه پدر جان به دست رمئو نمیرسد. رمئو فکر میکند ژولیت واقعاً مرده است و خودش را میکشد و بعد از آن ژولیت خودش را میکشد.

از مثالهای بالا به عنوان راهنما استفاده کنید و برای داستان خود هفت بخش ساختار داستان را آزادانه بنویسید.
مقدمه، هدف میانجی، دریچه، هدف کلی داستان، سفر، تکانش و گرهگشایی.
سپس برای هر نکته یک جمله خلاصه بنویسید.
هدفتان این باشد که بین یک پاراگراف تا نیم صفحه بنویسید که در هر یک از آن مرحلهها چه اتفاقی افتاد.
برای مسیر داستان، دست کم چهار مانع داخلی یا خارجی را بررسی کنید که قهرمان داستانتان طی سفرها و آزمون و خطاهایش با آنها روبه رو میشود.

کار سختی بود! خوشبختانه اکنون بهطور شفافتری درباره جریان داستانتان و اینکه چگونه این جریان ساخته میشود در ذهن دارید.