- تاریخ ثبتنام
- 8/9/24
- نوشتهها
- 570
- موضوع نویسنده
- #1
#کارگاه_رمان_نویسی
🖋کنایه های رایج در زبان فارسی
سر دماغ بودن کنایه از
سر حال بودن
سر خویش گرفتن
به دنبال کار خود رفتن
سر به قدم کسی گذاشتن
خود را فدایی کسی دانستن
سر زا رفتن
در هنگام زایمان مردن
سر به سر کسی گذاشت
مزاحم کسی شدن
سر غم در بغل داشتن
غمگین بودن
سر را راست ( بالا )نگه داشتن
متین و راست قامت و بی ترس بودن
سر از هر کاری درآوردن
آگاه و با تجربه و متفکّر بودن
سر در مقابل کسی خم کردن
تسلیم شدن
سر نیاز به آستان آوردن
اعلام نیازمندی
سر در هر سوراخی کردن
فضول بودن
سر راحت بر بالین نهادن
آرامش داشتن
سر از پا نشناختن
شاد و خوشحال بودن
سر را باختن
در راه چیزی جان دادن
سر پیاز بودن و یا ته پیاز بودن
ارتباط داشتن با موضوعی و یا مسئله ای
سر بودن از دیگران
برتری و تفوّق داشتن
سر و ته یک کرباس بودن
از یک جنس و از یک قماش بودن
سر به گریبان بردن
فکر کردن
سری توی سرها درآوردن
مشهور شدن
سر سالم به گور نبردن
به مرگ طبیعی نمردن
سر کسی را خوردن
پر حرفی کردن در برابر او
سر کسی را شیره مالیدن
او را گول زدن و فریب دادن
سر کسی را گرم کردن
او را مشغول کردن
سر کسی را دور دید
از غیبت کسی استفاده کردن
سر کسی را زیر آب کردن
او را به شکلی نابود کردن
امیر نوری


سر حال بودن

به دنبال کار خود رفتن

خود را فدایی کسی دانستن

در هنگام زایمان مردن

مزاحم کسی شدن

غمگین بودن

متین و راست قامت و بی ترس بودن

آگاه و با تجربه و متفکّر بودن

تسلیم شدن

اعلام نیازمندی

فضول بودن

آرامش داشتن

شاد و خوشحال بودن

در راه چیزی جان دادن

ارتباط داشتن با موضوعی و یا مسئله ای

برتری و تفوّق داشتن

از یک جنس و از یک قماش بودن

فکر کردن

مشهور شدن

به مرگ طبیعی نمردن

پر حرفی کردن در برابر او

او را گول زدن و فریب دادن

او را مشغول کردن

از غیبت کسی استفاده کردن

او را به شکلی نابود کردن
